حدیث

مقاله

مادرم عصبی است

وقتی 8 سالم بود پدر و مادرم از هم جدا شدن یه مادر بیمار دارم که عصبی میشه و علائم بدی رو از خودش نشون میده مثل جیغ و داد خود زنی حتی روی من چند وقت پیش دست بلند کرد من یه مورد خوب برای ازدواج دارم که اول باهاش موافق بود ولی بعد به خاطر این گرونی های اخیر گفت نمی تونه از پسش بر بیاد و همه چیز رو تموم کن هر چی التماس کردیم فایده نداشت حتی گفت اگه خونوادشم بیان آبروریزی می کنم من واقعا تو این خونه گیر افتادم میشه من رو راهنمایی کنید
پاسخ
1- مادر شما بیماره و منطق ضعیفی داره حتی شاید منطق نداشته باشه ، کار با آدم بی منطق مشکله ، در حد امکان برای درمان او اقدام کنید و از پزشک متخصص اعصاب و روان یا روان پزشک یا روان شناس کمک بگیرید .
2- وقتی مادرتون آرومه و در حالت طبیعی قرار داره با او صحبت کنید ، پیله نکنید ، لج نکنید ، با محبت و احترام با او برخورد کنید ، با او مدارا کنید و مراعات حال او را بکنید تا عصبانی نشه .
3- احتمالاً مهم ترین مشکل مادرتون اینه که از پدرتون جدا شده و سالها با احساس تنهایی زندگی کرده بنابراین از همین نقطه ضعف مادرتون استفاده کنید ، احساسات او رو تحریک کنید ، خودتون رو به گریه و ناراحتی و مظلوم نمایی بزنید بعد وقتی مادرتون می گه چی شده؟ بهش بگید منم دارم مثل تو تنها می مونم .
4- پدرتون وظیفه داره مخارج ازدواج شما رو تأمین کنه ، اگه ممکنه از او کمک بخواهید .
5- اگه مادرتون از کسی حرف شنوی داره از او کمک بگیرید تا مادرتون رو قانع کنه و بهش بگه این دختر سنش داره می ره بالا ، ممکنه دیگه خواستگار خوب پیدا نشه و تا آخر عمر مثل خودت بی شوهر بمونه .

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top