حدیث

مقاله

مطلقه بودن خانم عیب محسوب میشه ؟

سوال

سلام

بنده مدت حدودا دو ساله  که با خانمي آشنا شدم در اين مدت به همديگر علاقه مند شديم و هر دو قصد ازدواج داريم و نظرمون هم قطعيست. ولی از همان روز اول به من گفتند که مطلقه هستند و يک دختر 1 ساله هم دارند که اين در نوع خودش يک صداقت محسوب ميشه که من خيلي خوشم اومد چون اگه قصد سوء استفاده از من روداشت ميتونست قضيه رو مخفي نگه داره اين موضوع و صداقت ايشون باعث شد علاقه من بيشترو بيشتر بشه. با هم بسيار تفاهم خوبي داريم با اينکه ايشون از بنده حدودا 4 سال بزرگترهستند اما مسلما خانواده ها مشکلات زيادي پيش روي ما خواهند گذاشت و بيشتر اين مشکلات مشکلاتي از جمله اينکه چون اين خانم يکبار طلاق گرفته اند پس زن زندگي نيست و...

بنده تصميم قطعي خودم رو گرفتم و با هيچ بهونه اي هم از تصميمم باز نخواهم گشت چون هردوي ما قول و قرار هايي با هم گذاشته ايم مطمئنم اگربنابه هر دليلي از تصميمم برگردم ضربه بزرگي بهش ميزنم و من دوست ندارم اين  اتفاق هرگز بیفته چون واقعا از ته دلم عاشقايشون هستم و اين عشق طي يکي دوروز به دست نيومده که بگم هوسه نه چون من با ايشون واقعا آرامش رو احساس ميکنم از همه مهمتر ايشون به اخلاقيات پايبند هستن حلال و حرام سرش ميشه نماز و روزه اش قضا نميشه و من رو به ارتباط بيشتر با خدا تشويق ميکنه اينارو تظاهر هم نميکنه از همه اينا بگذريم ديگه ما جفتمون هم عاقل و بالغ شديم که خوب رو از بد تشخيص بديم این وسط چون من میدونم واکنش خانواده ام به این موضوع چیه و از طرفی هم نمیخواهم کوچکترین بی احترامی رو به خانواده ام بکنم میخوام چه جور خانواده خودم رو متقاعد کنم ؟؟

پاسخ

سلام

در مورد اینکه گفتید طوری مشاوره کنید که جای هیچ شک و شبهه ای برای خانواده ام باقی نماند باید بگم  این یک انتظار بیش از حد و نابجائیه. قرار نیست معجزه بشه. شما تصمیمی گرفتی که معمولا مردم تاب پذیرشش رو ندارند و لذا باید با صبر و حوصله برای راضی کردنشون اقدام کنی و البته راضی کردن خانواده ها هم هیچ روش تضمینی نداره بلکه یک سری روشهائی داره که باید انجامشون بدی اما این دیگه بستگی به خلقیات و روحیات والدینت داره که چقدر پذیرش داشته باشند.

برای ازدواج عشق به تنهایی کافی نیست و باید دو طرف تناسب لازم فکری اعتقادی اخلاقی و رفتاری رو داشته باشن چون اونی که عشق پایدار بعد از ازدواج رو رقم میزنه وجود این تناسب هاست و اگه عشق باشه ولی این تناسب ها نباشه اون عشق دووم نمیاره و کم کم فروکش میکنه و زندگی با مشکل واجه میشه.لذا جدای از علاقه ای که به ایشون داری این موارد رو در نظر بگیر.

با این همه اینکه طرف مطلقه باشه خودش به تنهای عیب محسوب نمیشه ولی بهتره علت طلاق رو بررسی کنی که اگه احیایا طلاق به خاطر ایشون بوده شما دوباره گرفتار اون نشی. البته ممکنه طلاق به خاطر طرف بوده باشه و یا اینکه دوطرف خوب بودن ولی با هم تفاهم نداشتن و جدا شدن.

در مورد اینکه چهار سال از شما بزرگتره هم شما سنت رو نگفتی و اگه میگفتی بهتر بود ولی اگه این اختلاف اولا باعث اختلاف زیاد در سلایق و علایق و خواست های شما نشه و ثانیا قیافه ایشون بیشتر از شما نشون نده چون در اون صورت ممکنه اطرافیان بگن طرف با مادرش ازدواج کرده و شما هم تحت تاثیر این حرف ها نسبت به همسر و زندگیت سرد بشی بعلاوه اینکه مطلقه هم هست و یه بچه هم داره لذا تا حدودی از همین حالا باید تصورش رو بکنی ببینی میتونی تحت تاثیر حرف اطرافیان قرار نگیری یا نه ثالثا ایشون شما رو بچه نبینه و بتونه مدیریت شما تو خونواده رو قبول کنه رابعا خانواده ها این اختلاف سن رو قبول کنن، میتونین با هم ازدواج کنین.

در مورد اینکه یه بچه هم داره این دیگه بستگی به شما داره که میتونی این شرایط رو تحمل کنی یا نه و برای همین تاکید دارم که حتما جدای از عشق تصمیم بگیری که در آینده پشیمون نشی.

اما برای راضی کردن خانوادت اگه فکر میکنی اهل منطقن که میتونی باهاشون صحبت کنی که من به ایشون علاقه دارم و میخوام باهاش ازدواج کنم و نمیتونم به کس دیگه ای فکر کنم. اینکه یه بار طلاق گرفته و یه بچه هم داره برای من اهمیت نداره بلکه اونی که مهمه خود طرف و اخلاقیاتشه که من میپسندم. با این همه امکان اینکه مقداری ناراحتی پیش بیاد هست چون در هر صورت خونواده ها دوست ندارن بچشون با چنین شخصی ازدواج کنه که یه یچه هم داره. هم به خاطر خود پسرشون و هم به خاطر حرف مردم هر چند منطقی نباشه. لذا اگه واقعا قصد ازدواج با ایشون رو داری چاره ای جز این نیست که در مقابل خونوادت بایستی و بگی من همین رو میخوام. البته با رعایت احترام و اصرار محترمانه و استفاده از افراد صاحب نفوذ روی خانواده مانند بزرگان فامیل.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top