حدیث

مقاله

محبت پدر را از شخص دیگر طلب می کنم

اول از خودم می گم دختر بزرگ به خانواده 4 نفرم خانواده گرم و خوبی دارم اما رابطه عاطفی که دوست دارم با پدرم داشته باشم و ندارم 22 ساله هستم رشته ام گرافیکه قدم متوسط و چشم ابرو و مشکیم در کل همه بهم میگن دوست داشتنی با مزه جذاب
برخورد صمیمی دارم با همه. از ناراحتی دیگران فوری ناراحت میشم و نمی خوام کسی ازم ناراحت بشه .
باید بگم به خاطره یه انتخاب بد گذشته ی بدی داشتم دوستی با یه پسر برا فراموشی کسی که دوستش داشتم و اون دوستم نداشت و رفت.
من توبه کردم و از اون به بعد خودم با هیچ پسری رابطه فاب و عشقی شروع نکردم اما از اون خاطرات و اتفاقات بد برام ترس مونده
یه ترس بد که بدجور اذیتم میکنه چند وقتی هست که یه کی پسر های یونی که حیلی پسر شوخ و مهربونیه و 7 ساله ،بعد از فوت دوست دخترش با کسی رابطه نداشته کمی بهم نزدیک شده باهم خوبیم محبت می کنیم می خندیم جدی در مورد مسایل حرف می زنیم .... وقتی باهاش می حرفم خیلی ارومم چون اون محبتی که پدرم بهم نداده رو اون کمی پر می کنه اما مشکل من این ترسه که اگر باز به کسی وابسته شم اخرش و نمی دونم چی میشه از این می ترسم این ترسم باعث شده اون پسر ناراحت شده و سر سنگین شه باهم میشه بگید چه طور این ترسو خوب کنم خیلی حس بدی دارم خیلی به خاطره گذشته ام این ترس به جونم افتاده
*پاسخ*
سلام
پدر و مادرهای امروزی به دلیل مخارج بالای زندگی چاره¬ای ندارند که وقت زیادی از زندگی خودشون را وقف کار کنند، از این¬رو همیشه زمان بی¬حالی و کم¬حوصلگیشون نصیب خانواده¬ها میشه. از این¬رو اگر احساس می¬کنید رابطه¬ی چندان ایده¬آلی با پدرتون ندارید و ایشون خیلی به شما بها نمیده، سعی کنید خودتون با اقداماتی از قبیل گرفتن جشن تولد، گرم گرفتن با ایشون، کمک کردن و مواردی از این قبیل خودتون را به ایشون نزدیک کنید. در این مسیر هم نباید زود ناامید بشید که معمولا پدرها از خودشون مقاومت نشون می¬دن.
اما در مورد مساله بعدی باید خدمتتون عرض کنم که شما سعی کنید اول درست انتخاب کنید و بعد به کسی دل ببندید. بزرگ¬ترین ضربه¬ای که شما از گذشتتون خوردید چی بود؟ دل بستن به فردی که بعدا معلوم شد به شما علاقه نداره. آیا شما از اول می¬دونستید که اون فرد به شما علاقه نداره؟ اگر می¬دونستید که بهش علاقه¬مند نمی¬شدید! الآن هم همینطوره، دو بار صحبت کردن و خندیدن که نشانه علاقه¬مندی نیست. نکته بعدی این است که از کجا معلوم که ایشون 7 سال با کسی رابطه نداشته؟ چه کسی می¬تونه این مساله را ثابت کنه؟ حالا اگر فرض کنیم که ایشون این مدت با کسی رابطه نداشته، چی شد که یکدفعه با شما گرم گرفت؟ اینها مسایلی هستند که باید به دقت مورد بررسی قرار بگیرند.
اگر قصد شما از آشنایی با ایشون ازدواجه، می¬تونید در یک گفتگوی دو نفره شرایط خودتون را برای ایشون بیان کنید. بگید که دوست ندارید به کسی دل ببندید که معلوم نیست دلش با شما باشه. بگید که دوست ندارد محبت کسی در دلتون باشه که محبت اون در حد یه رابطه قبل از ازدواجه. امروزه خیلی ساده می¬شود فهمید که آیا علاقه¬ی پسرها برای خوش¬گذورنی دوران جوانیه یا اینکه هدفشون تشکیل خانواده و داشتن یک زندگی پایدار براساس محبت دوطرفه است. کافی ازشون بپرسید که تصمیمشون چیه؟ آیا قصد ازدواج دارند یا که نه؟ در اون صورت حداقل تکلیف شما با خودتون مشخص میشه. اگر قصدش ازدواجه که قراری برای خواستگاری تعیین کنید. حتی اگر ایشون فعلا امکان ازدواج ندارند، به دلیل مسایل مالی و غیره، بهشون بگید بیان همین مطالب را در روز خواستگاری بیان کنن. بگید حاضرید صبر کنید اما زمانی که دو طرف به یکدیگر متعهد باشند. نمونه¬های بسیاری وجود داره که پسر قول ازدواج داده اما بعد رفته سراغ یکی دیگه.
اگر هم قصد ایشون ازدواج نیست، که بازم تکلیف شما مشخص میشه. درست شما به ایشون دل بستین اما اول ماجرا از ایشون دل بکنید بهتره یا اینکه اینقدر علاقه¬مند بشید که برای فراموش کردن این قضیه دست به کارهای پر خطر بزنیند.
در هر صورت هیچ وقت سعی کنید با آیندتون بازی کنید، چون هم فرصت¬های بهتر را از دست خواهید داد و هم بخشی از بهترین دوران زندگیتون را تباه کردید.
انشاالله موفق باشید.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top