حدیث

مقاله

سلب آرامش خانواده توسط کارهای برادرم

سلام
با تشکر از سایت مفیدتان
برادری ۱۸ ساله دارم که به مسایل دینی اعتقاد ندارد و نماز نمیخواند، علی رغم تمام تلاش های بنده و خانواده وضع اخلاق و رفتار ایشان روز به روز بدتر میشود. هر از چند گاهی با یک رفتار نابه هنجار فردی یا اجتماعی (مثل استفاده از قلیان ، خرید و فروش اجناس نامشروع، دعوا با همکلاسی) آرامش خانوداه را سلب میکند. رابطه اش با پدرم خدشه دار است، بنده و خواهر و مادرم هم سعی میکنیم با محبت با او رفتار کنیم.
مشاوره نمی آید. دوستان بسیار بی بندوباری دارد و خودش هم این مساله را قبول ندارد. پرخاشگر است و احترام نگه نمیدارد، هیچ هدفی ندارد و بسیار لذت طلب است، دوست دارد همه چیز را تجربه کند، حتی گناه!
بنده بارها سعی کرده ام از راه دوستی به او نزدیک شوم و با قوی کردن پایه های اعتقادی به او کمک کنم ، اما در حال حاضر متاسفانه به جز دوستانش به هیچکس توجه نمیکند. لطفا راهنمایی کنید چگونه می‌توانم روی او تاثیرگذار شوم؟

پاسخ سوال:

با سلام به شما کاربر گرامی
در مورد وضعیت اعتقادی برادرتان باید عرض کنم با توجه به شرایط سنی او اصلاح عقایدش کمی با سختی همراه است چون زمینه اعتقادی در برادر شما به هر دلیلی به خوبی پرورش داده نشده و نگاه او به دین منفی است. لذا با این شرایط، جذب ایشان به دین و اعتقاد به احکام دینی کمی با دشواری روبرو است و نیاز تدبیر، صبر و پایداری در این راه است.
اولین نکته ای که شما باید به آن توجه داشته باشید این است که اصلا انتظار اصلاح یکی دو روزه برادرتان را نداشته باشید؛ چرا که تغییر رفتار برادرتان هم یکی دو روزه نبوده بلکه در گذر زمان رفتارهایش تغییر کرده است. بنابراین اصلاح و تغییر رفتارهایش نیاز به خواستن او، زمان و پایداری از سوی شماست.

با این حال تلاش شما برای اصلاح او قابل تقدیر و بسیار ارزشمند و مفید خواهد بود منتها برای اینکه نتیجه بهتری بگیرید بهتر است قبل از هر اقدامی ابتدا برادر خود را به خوبی بشناسید و سپس منشأ بی اعتقادی او را کشف کنید. چون شما برای تاثیر روی ایشان نیاز به دو عنصر دارید. یکی از بین بردن موانع گرایشات دینی او و دیگری جایگزین کردن مواردی که به جذب ایشان به دین کمک میکند.

در مورد شناخت برادرتان باید عرض کنم؛ مهمترین مسئله، سنی است که ایشان در آن قرار دارد. در این سن او دوست دارد مستقل باشد و تحت سلطه کسی قرار نگیرد. این مسئله باعث میشود هر گونه امر و نهی از طرف شما یا هر کس دیگری را در تضاد با استقلال خود ببیند و با آن مقابله کند. لذا به هیچ وجه او را امر و نهی نکرده و برای هیچ کاری از افعال دستوری استفاده نکنید. چون او نه تنها به آن توجه نمیکند بلکه حتی در مواردی خلاف آن را انجام میدهد. مثلا اگر برادر شما نماز نمیخواند هیچ وقت سعی نکنید با گفتن مکرر پاشو نماز بخوان او را به این کار وادار کنید. بلکه باید این کار غیر مستقیم صورت بگیرد که نمونه بارز آن خواند نماز اول وقت از طرف اعضای خانواده است. در کنار این باید به حس استقلالش نیز بها بدهید و طوری برخورد کنید که بفهمد شما هم دوست دارید او مستقل باشد. مثلا مسئولیت هایی را به او بسپارید و یا بعضی از تصمیمات زندگیش را به خودش واگذار کنید. او را تشویق به اشتغال کنید و زمزمه ازدواج را در گوشش بخوانید. امید به ازدواج در چند سال آینده میتواند مانع خیلی از مشکلات اخلاقی ایشان باشد و زندگیش را هدف دار کند.

مسئله بعدی در شناخت او میزان اطلاعاتی است که نسبت به دین دارد. آنچه در خیلی از خانواده ها دیده میشود این است که پدر و مادرها دین را با توجه به شرایط زمانی خود، سنتی فرا گرفته اند و برای پرورش فرزندان خود هم به این شیوه متوسل میشوند در حالی که در شرایط فعلی چنین روشی نتیجه بخش نیست. لذا اگر فکر میکند آنچه برادر شما از دین میداند فقط همان چیزهایی است که پدر و مادر شما با نگاه سنتی خود به او آموخته اند، باید این خلأ را پر کنید چون برادر شما برای قبول دین نیاز به دلیل و استدلال دارد و زمانی دین را قبول خواهد کرد که بداند برای او سودمند است.

اما در مورد موانع گرایش دینی ایشان من چند مورد را به عنوان نمونه ذکر میکنم و شما مطابق با همان بقیه موارد را باید کشف کنی:

۱- مطابقت نداشتن حرف و عمل در اطرافیان به خصوص پدر و مادر: یک کودک برای فراگیری علوم و رفتار، به دنبال الگو میگردد. اولین الگو برای کودکان پدر و مادر انها و سپس برادران و خواهران و بعد از آن معلمان و دیگر افراد میباشند. آنچه از شرایط لازم الگوپذیری است این است که گفتار و کردار فرد الگو، با هم در تناقض نباشند. لذا اگر کودکی ببیند پدرش امر به نماز و اهمیت دادن به آن میکند ولی در عمل نماز نمیخواند یا بی توجه میخواند یا اول وقت نمیخواند طبیعی است که حرف او را قبول نکند. بنابراین اگر این مشکل در خانواده شما وجود دارد ان را حل کنید و یا حداقل در موردش بحث کنید.

۲- امر و نهی بیش از حد از طرف پدر و مادر: اگر آنها چنین روحیه ای دارند به آنها بگوید این کار نه تنها مشکل او را حل نمیکند بلکه شما را دشمن خود پنداشته و هر چه شما بگویید برعکس آن عمل میکند.

۳- لقمه حرام

۴-فاصله عاطفی بین او و خانواده: ذات انسان ها اینگونه است که وقتی از کسی کینه به دل دارند، نه تنها با خود او بلکه با تمام آنچه مربوط به او باشد مخالف خواهند بود. یکی از آنها اعتقادات پدر شما خواهد بود. لذا اگر رابطه برادر و پدر شما درست نشود، لجاجت او بر مقابله با دین و همچنین اصرار بر کارهای خلاف عرف و اخلاق و شرعش بیشتر میشود.

۵- دوستان ناباب: این نکته مورد توجه شما بوده اما آنچه نیاز است در این بخش متذکر شوم روش جلوگیری از این نوع دوستی است. برای مقابله با آن، همانطور که قبلا هم عرض کنم امر و نهی فایده ای ندارد. بلکه باید او را نسبت به اشتباهش آگاه کنید و عاقبت کاری را که انجام میدهد به او گوشزد کنید و تا حد امکان باید این کار غیر مستقیم صورت بگیرد. بعلاوه اینکه باید محیط او را محیطی انتخاب کنید که بتواند دوستان خوبی پیدا کند مثلا اگر مدرسه ایشان مدرسه خوبی نیست آن را تغییر دهید یا اگر محله ای که در آن زندگی میکنید خوب نیست باید تغییر مکان دهید. در کنار این، رابطه دوستانه خانواده با او میتواند جایگزین نسبتا خوبی باشد. بعلاوه اینکه اگر فردی را در فامیل را میشناسید که سابقه خوبی دارد از او کمک بخواهید تا با برادر شما طرح دوستی ریخته و به او کمک کند.

۶- ...
البته عملی کردن مواردی که عرض کردم ممکن است کمی سخت باشد و بعضی از آنها در توان شما نباشد ولی در هرحال نیاز به تدبیر، صبر و تحمل اعضای خانواده در برابر رفتارهای بعضا نادرست برادرتان است.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top