حدیث

مقاله

تا آمدن خواستگار باید صبر ایوب پیشه کنم

سوال

دختری هستم که یکی از همکلاسیهایم پیشنهاد ازدواج به من دادن و گفتن باید تا پنج سال صبر کنم اکه بعداز پنج سال پسره اومد وگفت بدلیل بیکاری و بد بودن وضع مالیم نمیتونم   ازدواج کنم چگار کنم ؟

پاسخ

برقراری رابطه با ایشون و قبول اینکه 5سال صبر کنی تا ایشون بعدش به خونوادش بگه و ... کار نادرستی است. چون اولا اگه باهاش رابطه برقرار کنی باعث میشه به همدیگه وابسته بشین و اگه به هر دلیلی نتونین با هم ازدواج کنین برای فراموش کردنش رنج زیادی رو باید متحمل بشی ثانیا از کجا معلوم بعد از چهار سال بیاد خواستگاری و نظرش عوض نشه و از فرد دیگه ای خوشش نیاد چون تعهدی که نسبت به شما نداره یا خودش بخواد و خونوادش قبول کنن و اگه اونا قبول کنن از کجا معلوم خونواده شما قبول کنن؟؟! ثالثا تو این مدت ممکنه موقعیت های خوبی رو به خاطر ایشون از دست بدی و آخرشم بهم نرسین رابعا ممکنه تحت تاثیر عواطف و احساسات تو این مدت تن به رابطه هایی بدی که نباید بدی و بعد ولت کنه و بره و شما بمونی و کلی گناه و عذاب وجدان و پشیمونی. لذا بهترین کار اینه که بهش بگی من پنج سال نمی تونم منتظر شما بمونم تا پنج سال دیگه هیچی معلوم نیست و اگه شما رو میخواد باید رسما اقدام کنه تا هم خونواده با هم آشنا بشن و هم اینکه شما در کنار خانواده همدیگه رو بشناسین ببینین به درد هم میخورین یا نه؟ اگه گفت فعلا بیکاره و نمیتونه اقدام کنه بهش بگو میتونی الان بیای و اگه با هم به تفاهم رسیدیم عقد میکنیم و چند سالی رو صبر میکنیم تا هم دانشگاهمون تموم بشه و هم شما کار مناسبی پیدا کنی و بعد عروسی میکنیم. در غیر این صورت بگو من اهل رابطه نیستم و تمومش کنین.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top