حدیث

مقاله

بگو ببینم اصلا چرا باید ازدواج کنم؟

من 22 سالمه.دانشجو رشته روانشناسی هستم.موقعیتم تقریبا خوبه.ولی هرچی فکر می کنم می بینم ازدواج به درد نمی خوره.ینی چی که بیام ازدواج کنم یکی که مطمئنا یه تفاوت هایی با هم داریم رو درگیر زندگیم کنم سازش کنم در حالیکه الان راحت دارم زندگیمو می کنم فک می کنم اگه ازدواج کنم دیگه نمی شه از صبح تا شب بچپی تو اتاق درس بخونی به کارایی که دوس داری برسی و....تازه یه چیز دیگه هم هست؟؟؟مگه ما خیر دیدیم از زندگیمون ؟کم از زندگیمون کشیدیم؟؟؟؟مگه ما می تونیم تضمین کنیم که بچه ای که میارمیش تو این دنیا لحظه ای غم تو دلش جا نگیره پس واسه چی بچه دار میشیم؟ فرض می کنیم بچمون خوشبخت هم بشه البته خوشبختی ها همه نسبی است و خوشبخت کامل نداریم اما اون دنیا چی؟؟؟نعوذ بالله معصوم که نیست بالاخره یه ذره عذاب هم که باید به خاطر گناهاش متحمل بشه؟؟؟ این ظلم در حق نسل اینده مون نیست که بیاریمشون تو دنیایی که هیچیش معلوم نیست و بی در و پیکره؟نظر شما چیه؟
سلام
شما می توانی ازدواج نکنی ،در دین اسلام ازدواج کردن از مستحبات به شمار می رود و در صورتی واجب می شود که شخص به گناه بیفتند.
اما اینکه گفته ای ازدواج به چه دردی می خورد،طبیعت انسان اینگونه است که اجتماعی خلق شده است و همیشه نیاز به همدم و مونس دارد ،که این موضوع در دوران میانسالی و پیری پررنگ تر می شود پس انسان آینده نگر فقط زمان حال را لحاظ نمی کند شاید در دوران جوانی بشود خود را با درس خواندن و چیزهایی دیگر مشغول کرد و خلاء بی همسری را پر نمود ولی برای این نیاز در آینده جایگزینی وجود ندارد.
مسلما هر انسان با همسرش تفاوتهایی دارد ولی همین تفاوتهاست که باعث گره خوردن زندگی دو نفر می شود اگر تفاوتی وجود نداشت پیشرفتی هم به وجود نمی آمد،زن و شوهر در مسیر رسیدن به تعالی مکمل همدیگر هستند،مانند تحمل کاستی ها و تلاش برای رفعشان، مواجهه با مشکلات و حل اونها و تمرین مدیریت و مربی گری و ... همه اینها تلاش برای رسیدن به کمال محسوب می شود.
فرد مجرد راحت و بی درد سر زندگی می کند ولی یک زندگی یکنواخت و بدون هیجان .ازدواج کردن باعث شور نشاط در زندگی می شود،باعث خلق شدن لحظات زیبا و مهیج در زندگی ،شاید سختی ها و دردسرهایی داشته باشد ولی انسان تابه سختی نیفتد شیرینی راحتی را احساس نمی کند ،چیزی که انسان با سختی بدست می آورد خیلی جذابتراست و قدر آن را بیشتر می داند،از طرفی مزایای ازدواج به معایب آن می چربد و عقل سلیم می گوید که خیر کثیر را به خاطر شر قلیل از دست نده،بر فرض نیاز به ازدواج هم نداشته باشی ولی باز ازدواج منافع و شیرینی و آرامشی دارد که به تمام زحماتش می ارزد،مانند تجربه مادر یا پدر شدن ولذت بردن از آن.
در واقع ازدواج تصحیح عملی رفتارها و گفتارهاست،چون انسان خود خواه است و همه چیز را برای خود می خواهد ولی در ازدواج او عملا از خود گذشتگی را تجربه می کند مجبور است همسرش را تحمل کند و همه چیز را با او تقسیم کند پس به تدریج ظرفیت و جودی اش بالا می رود و پخته تر می شود . تحمل انسانهای متاهل بسیار بیشتر از افراد مجرد است .

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top