حدیث

مقاله

مشاوری که عاشق شد!

چیزی که من میخوام بگم رو فقط کسی میفهمه که معنای دوست داشتن رو درک کرده باشه. من خودم قبلا کسی بودم که به بحث هایی در مورد دوست داشتن یکی دیگه اون هم زیاد میخندیدم و اگر کسی با من در این مورد درد دل میکرد من خودم کلی حرفهایی به اون طرف میزدم که همه مشاوره ها بلدن و میگن.
اما همه ی اون حرفهایی که همه جا گفته میشه رو من بلدم و میدونم میدونم آدم باید تو زندگی توکلش به خدا باشه تلاش کنه و هزار و صد تا از این حرف ها که اتفاقا توی زندگیم زیاد ازشون استفاده کردم اما مشکلی که من الان دارم با هیچ کدوم از این حرف ها حل نشده من حدود یک ساله که به یک نفر علاقه پیدا کردم اما خب اونقدر عزت نفس و غرور دارم که نرم این رو بگم ولی از طرفی هم فکر کردن به اون شخص بخش زیادی از زندگیم رو اشغال کرده. میدونید تو این یک سال بارها و بارها و بارها تلاش کردم تا به خودم بگم که بابا این حرفا چیه و بی خیال اون فرد بشم و فراموشش کنم اما متاسفانه دوباره فکر به اون فرد منو مشغول کرده.
میدونید من وقتی خوشحالی اون آدم رو میبینم خوشحال میشم و وقتی ناراحتیش رو میبینم واقعا ناراحت میشم با اینکه اون طرف هم مثل من آدم سر به زیریه و تا حالا نیومده حرفی بهم زده باشه که بگم جو گیر شدم. من خیلی سعی کردم خودم رو از این جو بیرون بیارم اما میدونید احساس میکنم فایده نداره.
نمیدونم به عشق اعتقاد دارید یا نه اما من یک ساله که به این مفهوم عقیده پیدا کردم. خیلی دعا میخونم و از خدا میخوام که منو آروم کنه و آرامش و صبری به من بده که تا حد امکان با این قضیه کنار بیام. اما هیچ فایده ای که نداشته که روز به روز بدتر هم شده.
من به این نتیجه رسیدم که واقعا اونو دوستش دارم اما مشکلم اینه این دوست داشتن از لحاظی به ضرر من داره تموم میشه . چون اصلا معلوم نیست اون فرد هم منو دوست داره یا نه(البته نمیتونم بگم نه) و اصلا به فرض هم که اون فرد منو دوست داره باید به این دوستی یک مسیر درستی داده بشه اما واقعا نمیدونم چکار کنم. دوست دارم وقتم رو با اون فرد بگذرونم. دوست دارم با اون حرف بزنم دوست دارم که دوست داشتن من رو حس کنه.
نمیخوام این حرف نگفته بمونه اما مشکل اینه که من غرور و عزت نفسم عمرا اجازه بده که بخوام به اون فرد یا حتی کس دیگه وانمود کنم که دوستش دارم.
نمیدونم میفهمید حرفم رو یا نه . من دنبال حرف های کلیشه ای نیستم چون میتونم هزار تاشو همین الان بگم من دنبال یک راه حل عملی برای موردی که برای خودم پیش اومده هستم که کارا باشه اگر راه حلی به نظرتون میاد تا من یا به اون فرد برسم یا به آرامشی برسم که بتونم با همه چیز کنار بیام بهم بگید. امیدوارم فهمیده باشید که من دارم از دلم حرف میزنم و امیدوارم که شما هم با دلتون به این حرف گوش کرده باشید و بعد با عقلتون راه حل برام پیدا کنید. من وااااقعا اون فرد رو دوستش دارم!(شاید متاسفانه)
با سپاس
پاسخ
سلام
توضیحاتتون دقیق و کامل نیست چون ما نمی دونیم این فرد چه موقعیتی نسبت به شما داره آیا همسایه هست یا فامیل یا همکلاسی است یا اصلا هیچ مراوده ای بینتون نیست و ...
با توجه به اینکه اولا معلوم نیست که ایشون به شما علاقه ای داشته باشد و دوما معلوم نیست که قصد ازدواج داشته باشد یا نه بنابراین برای اینکه از دو مورد فوق اطلاع پیدا کنید اگه براتون مقدوره یک نفر رو که باهاش رابطه داره رو بعنوان واسطه بفرستید تا ابتدا باهاش راجع به ازدواج صحبت کنه و اگه طرف گفت که بله میخوام ازدواج کنم ایشون میتونه شما رو در کنار چند تا گزینه دیگه بعنوان یک مورد معرفی کنه و ایشون اگه نسبت به شما علاقه ای داشته باشد عکس العمل نشون میده البته اگه می گفتید که چه نسبتی با شما دارد مثلا فامیله یا نه همکلاسیه ما بهتر میتونستیم راهنمایتون کنیم.
یا اینکه از روش جذب غیر مستقیم استفاده کنید به عنوان مثال:
اگه همکلاسیتون هست می تونی بهش زنگ بزنی به این بهانه که مثلا شماره یکی دیگه از همکلاسی ها رو گرفتی اما اشتباها شماره ایشون رو بهت دادن وقتی زنگ زدی اول خودتو معرفی می کنی که من فلانی هستم از دانشجوهای فلان کلاس و فلان دوره بعد بگی شما آقای فلانی(اسم یکی دیگه از همکلاسی ها) هستی ؟ بعد که میگه نه شما معذرت خواهی می کنی که بله این شماره رو به فلان اسم تو گوشیم ذخیره کردم من راجع به مثلا فلان کار می خواستم مشورت بگیرم (اینهارو با توجه به شرایط خودتون باید پیدا کنید که چی بگید) البته نباید طوری باشه که طرف 100٪ مطمئن بشه که شما عمدا زنگ زدی و بعد عذر خواهی می کنی و اگه اون خودشو معرفی کرد شما به جا میاری و احوالپرسی می کنی و معذرت خواهی دوباره و بعد خداحافظی و بعد البته یک پیامک عذر خواهی می فرستی.
البته این کار رو با پیامک هم میتونی انجام بدی منتها یک پیامک مناسبتی بفرستی و بعد که ایشون پرسید شما کی هستی؟ بگی که من فلانی هستم مگه شما فلانی (اسمی که اشتباهی در گوشی ذخیره کردی ) نیستی و ...
اگه فامیل هم باشه باز هم میتونید به ترتیب گفته شده عمل کنید در صورتی که این کارها مقدور نیست و راهی نیست که ایشون رو به سمت خودت جذب کنی باید فراموشش کنی که باید دلت از رسیدن بهش ناامید بشه مثل کسی که نامزدی داشته و از دنیا رفته که دیگه امیدی به بازگشتش نداره برای این کار باید هر چیزی که شمارو یاد ایشون میندازه بذاری کنار و فکرتو مشغول کارهای دیگه ای بکنی همچنین به این فکر کنی که با فکر کردن به این شخص داری اینده ات رو تباه می کنی مهمتر اینکه اگه خواستگار داری بهش فکر کنی و اجازه بدی بیاد و باهم صحبت کنید و به خصوصیات مثبتش توجه کن و اگه خصوصیاتش رو بپسندی و روند خواستگاری کم کم بهش علاقمند میشی و در قبلت این فرد جایگزین اون فرد قبلی میشه.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top