حدیث

مقاله

پدرم میگه باید به اندازه یک مرد حقوق داشته باشم!

با سلام و خسته نباشید
من بیست وچهار ساله ام و چند سالی با یک آقایی آشنا هستم.طرف مقابلم بیستو هشت ساله هست.تنها مشکلی که داره اینه که خانواده اش(پدر و مادرش)جدا از هم زندگی میکنن(طلاق نگرفتن فقط بخاطر مشکلاتشون از هم جدا زندگی میکنن).پدرم از این مشکل یک کوه ساخته و به هیچ وجه راضی به ازدواج ما نمیشد تا اینکه بزرگای فامیل کلی اصرار کردن و بعد از یک سال خواستگاری رضایت دادن منتها به شرط و شروط!اون هم این که من به اندازه یک مرد حق و حقوق داشته باشم(تمامی حقوق اعم از حق طلاق و حق مسکن و تحصیل و کار و ...)خب شما میدونید که این شرایط رو هر کسی قبول نمیکنه،طرف مقابل من هم، همه این این خواسته ها رو قبول میکنه به جز "حق طلاق".و واقعیتش این هست که من خودم هم این خواسته رو نمیخوام چون واقعا قصدم زندگی هست نه طلاق و جدایی.اما پدرم این شرط رو اهرمی کرده برای مثلا خوشبختی من!در صورتی که واقعا داره با کارهاش و رفتارش زندگیمو نابود میکنه.
نه میتونم پدرم رو متقاعد کنم که ازین خواسته اش کوتاه بیاد نه میتونم طرف مقابلم رو متقاعد کنم که این شرط رو بپذیره!واقعیتش اینه که موندم این وسط!
پاسخ
سلام
شما باید در این باره بیشتر با پدرت صحبت کنی و بهش بگی اونی که میخواد زندگی کنه منم نه شما. اینکه همه این حقوق رو من داشته باشم نه تنها من رو خوشبخت نمیکنه بلکه اعتماد و محبت همسرم رو به من کم میکنه و من نمیخوام اینطور باشه. اگه دو طرف با هم تفاهم نداشته باشن و بنا بر جدایی بشه دیگه اون زندگی، زندگی نمیشه؛ چه حق طلاق با من باشه چه نباشه. چه مهریه زیاد باشه چه نباشه. شما با این کارت داری زندگی من رو خراب میکنی. اگه شما جای ایشون بودی حاضر بودی این همه شرط و شروط رو قبول کنی در حالی که میتونستی راحت بری سراغ یکی دیگه و به هیچ وجه تن به این خواسته ها ندی؟! همینکه تا الان هیچی نگفته و قبول کرده نشون میده که به من علاقه داره و میخواد زندگی کنه. پس بهتره بیشتر از این کشش ندین. البته این حرف های رو میتونی هم خودت به پدرت بگی و هم اینکه از طریق فرد دیگه ای اینا رو بهش منتقل کنی مثلا مادر یا برادر بزرگتر یا عمویی کسی که پدرت اون رو قبول داشته باشه.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top