حدیث

مقاله

برادرش معتاد و پدرش ربا خوار بود!

دختری 19 ساله هستم دانشجوی رشته ی پزشکی.پسر یکی از همسایه هامون 3 ساله خواستگارمه مهندس و کارخانه داره هر دومون از نظر قیافه هردومون خوش قیافه هستیم و خانواده های هردومون از نظر مالی تو یه سطح هستن.اخلاقمون هم خیلی بهم می خوره خیلی ها هم از اخلاقش تعریف می کنن حتی داداشم.ولی چون برادرش معتاد بود و پدرش قبلا ربا می داد مادرم اجازه نمی ده ازدواج کنیم البته هر دوشون خیلی وقته توبه کردن و الان پاک هستن حالا من چطوری مادرمو راضی کنم
پاسخ
سلام
اگه طرف مورد مناسبیه و میدونی که پدرش هم دیگه این کار رو نمکنه و کنار گذاشته میتونی برای راضی کردن مادرت بهش بگی اونی که باید گناهای انسان ها رو ببخشه خداست نه ما و اگه طرف به اشتباهات گذشتش پی برده و توبه کرده، ما نباید کاسه داغتر از آش بشیم. بعلاوه اینکه خود طرف که این کار رو نمیکرده!! باباش بوده که اون هم توبه کرده و این نمیتونه دلیل قانع کننده ای برای رد کردن طرف باشه. اونی که برای ازدواج از همه مهتره اینه که دو طرف با هم تناسب های لازم فکری اعتقادی اخلاقی و رفتاری رو داشته باشن و ما این موارد رو داریم(البته در صورتی که داشته باشین) و میتونی در آینده زندگی خوبی داشته باشیم. البته میتونی برای گفتن این حرف ها از پدرت یا برادرت یا کس دیگه ای مادرت اون رو قبول داره استفاده کنی تا اون این حرف ها رو بشه بزنه. اگه منطقی نتونستی راضیش کنی در صورتی که فکر میکنی طرف ارزشش رو داره، میتونی از عواطف و احساساتش استفاده کنی مثلا خودت رو به مریضی و افسردگی بزنی و به ظاهر غذا نخوری تا راضی بشه و اجازه بده ازدوا کنین. در نهایت اگه باز هم نتونستی راضیش کنی چاره ای جز اینکه فراموشش کنی و به ازدواج با فرد دیگه ای فکر کنی نیست و بهتره بیش از این پافشاری نکنی چون اگه با اصرار زیاد ازدواج کنی و خدایی نکرده در آینده مشکلی پیش بیاد ممکنه مورد سرزنش های بیش از حد مادرت قرار بگیری و ...

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top