حدیث

مقاله

اقدامی برای ارتباط نمی کند

سلام- دختری 33 ساله هستم فوق لیسانس دارم و شاغل هستم چند ماه پیش پسریی از آشنایان به خواستگاری بنده آمدند که ایشان هم فوق لیسانس و شاغلند و همسن هستیم – ایشان پس از جلسه خواستگاری یک هفته بعد با من قرار گذاشتند و یک ساعت با هم بیرون رفتیم و دوباره هیچ تماسی نگرفتند تا هفته بعدش و همینطور فاصله بین تماسهای ایشان یک یا دو هفته است و ایشان با اینکه در شهر ما تنها زندگی می کند با من نه تماسی می گیرد و نه قرار بیرون می گذارد همه آخر هفته ها هم به شهر خودش رفته با اینکه من انتظار داشتم با توجه به شاغل بودن هر دوی ما ایشان آخر هفته ها را به با هم بودنمان اختصاص دهد.
چند بار با ایشان صحبت کردم و گفتم دوست دارم تماسمان بیشتر باشد و شب ها می توانیم یک ساعتی تلفنی با هم صحبت کنیم ولی ایشان هیچ اقدامی نکرده اند و رابطه را به صورت هفته ای یک ساعت ادامه می دهند و با وجود ایشان من احساس تنهایی می کنم به همین دلیل آخرین بار به ایشان گفتم که من نمی توانم ادامه بدهم و رابطه را قطع کردم و ایشان هم به من گفت خودت زنگ می زدی من منتظر شما بودم و...
دیگر ایشان هم با من تماس نگرفت در حالی که به من گفته بود تصمیمش را برای ازدواج با من گرفته است. حالا همه اطرافیانم می گویند که او پسر خوبیست و خانواده اش را می شناسیم و تو داری سختگیری می کنی و سن ازدواجت رد می شود و ... لطفا مرا راهنمایی کنید
در تمام مدتی که ارتباط داشتیم بنده احساس کششی نسبت به خودم حس نکردم ولی ایشان نه رابطه را قطع می کردند و نه ارتباط را افزایش می دادند به صورت هفته ای یک بار آن هم در طول 4 ماه
نمی دانم چه کنم چون خودم رابطه را قطع کردم و ایشان هم این را جواب رد از من تلقی کرده اند و اقدامی نکرده اند (یک ماه گذشته است)
آیا شروع دوباره این رابطه را توصیه می کنید آیا من در مورد ایشان اشتباه می کنم؟ خواهش می کنم راهنماییم کنید چون قصد دارم ازدواج کنم و نمی خواهم اگر ایشان مورد مناسبی هستند ایشان را از دست بدهم
*****************
پاسخ مشاور:
سلام
صحبت های قبل از عقد به قصد شناخت طرف مقابل صورت می گیرد و زیاد بودن صحبت ها و تماس های قبل از عقد، به ویژه اگر غیر رسمی باشد، روند شناخت صحیح را مختل می کند. نیاز شما به ارتباط با آن آقا، نیاز عاطفی بوده است نه نیاز شناختی و این انتظار و نگاه نادرستی به این آشنایی بوده چون کارکرد این صحبت ها رفع نیاز عاطفی نیست؛ استمرار و افزایش آن، هم باعث دلبستگی و اختلال شناختی می شد و هم مشکل شرعی پیدا می کرد.
ظاهراً شما به خاطر مسلّم گرفتن ازدواجتان با ایشان خواستید رابطه بیشتر شود اما ممکن است از طرف ایشان تمام نبوده و فقط یک روند برای شناخت و یک خواستگاری بوده است.
بهتر بود به جای اصرار بر رابطه، بر ادامه ی جلسات رسمی خواستگاری زیر نظر خانواده ها اصرار می کردید و به جای این که بگویید «رابطه ی با تماس کم را نمی توانم ادامه دهم، تماس را بیشتر کن» باید می گفتید «بلاتکلیفی را نمی توانم ادامه دهم، زودتر تکلیف را روشن کن».
اگر آن آقا شخصی مذهبی است، ممکن است به دلیل رعایت موازین دینی و اجتناب از این که به گناه کشیده شود، ارتباطش را با شما محدود نگه می داشته است.
البته ممکن است آن آقا تمایلی برای ازدواج با شما نداشته باشد؛ بنابراین نباید برای این ازدواج اصرار داشته باشید؛ باید اجازه دهید تا اگر ایشان تمایلی به شما دارند، از طریق خانواده پیگیری کنند زیرا اگر شما طالب شوید و تقاضای شروع مجدد رابطه کنید، به ضرر شما تمام می شود و حتی ممکن است باعث عقب نشینی پسر شود و احتمال دارد این پس زدن های ایشان نیز به دلیل این بوده است که شما تماس می گرفتید و این تمایل و کشش از طرف شما باعث عقب نشینی ایشان شده است.
شما می توانید از طریق یک واسطه ی مورد اعتماد نظر ایشان را بفهمید البته نه این که از طرف شما چیزی بپرسد بلکه از طرف خودش بپرسد و یا به اطلاع ایشان برساند که نظر شما منفی نیست و منتظر جواب هستید و قضیه را تمام شده نمی دانید.
در نهایت اگر خبری نشد رها کنید و خودتان را معطل و فکرتان را درگیر این مساله نکنید.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top