حدیث

مقاله

ازدواج فامیلی: اقدام یا پرهیز؟!

در سالهای اخیر این پرسش به طور جدی از محافل علمی به مردم کوچه و بازار راه یافته و برخی خانواده‌ها را نسبت این موضوع حسّاس کرده است. این موضوع زمانی بر سر زبانها افتاد که برخی پژوهشگران بدون توجه به فرهنگ حاکم بر جوامع دینی و تنها با تکیه بر پژوهش‌های ناتمام و ناقص در کشورهای غربی، خطرناک بودن چنین ازدواج‌هایی را مطرح کردند. آنها معتقدند ازدواج‌های فامیلی زمینه ساز بسیاری از بیماری‌های جسمی و روحی و در نتیجه، به وجود آمدن نسلی ناقص و بیمار خواهد بود. بنابراین، برای پیشگیری از پدید آمدن چنین وضعیتی و در جهت اصلاح نسل انسان، باید از ازدواج‌های فامیلی پرهیز کرد.

امّا درباره این مسئله توجه به چند نکته لازم است:
الف) شایعه‌های بی پایه و اساس، گاه در جامعه و میان عموم مردم می‌پیچد و مطلب یا حادثه‌ای بدون هیچ گونه دلیل یا سندی پذیرفته می‌شود. این مسئله چندان تأثیر گذار است که گاه آرام آرام به باور عرفی شمار بسیاری از مردم تبدیل می‌شود. با تأسف، گاه در مجامع علمی نیز چنین است. کم نیست مواردی که هنوز به صورت فرضیه‌ای اثبات نشده است، امّا به دلایلی به منزله نظریه‌ای علمی، با آب و تاب بسیار در مجمعی علمی مطرح شده و با سرعت بسیار در جوامع علمی دیگر نیز شایع می‌شود. سپس بدون آنکه پژوهشی گسترده و جامع درباره آن انجام شده یا با استدلال‌هایی پذیرفته، اثبات شده باشد، در مجلات و یا کتابهای مختلف نوشته می‌شود. کم کم نیز به منزله امری روشن و بدیهی پذیرفته می‌شود. پس از مدتی، بسیاری از دانشجویان یا حتی پژوهشگران، بدون بررسی دوباره و تنها به دلیل شیوع و رواج، از آن به منزله نظریه‌ای علمی یاد می‌کنند.

بحث ازدواج فامیلی، بیان و نیز توصیه به ترک و پرهیز از آن، از جمله این موارد است.

ب) مطلب دیگر، اعتبار این گونه پژوهشها و یافته‌های علمی است. از روایی و پایایی این یافته‌ها، زمانی می‌توان دفاع کرد که بارها و بارها و در گستره وسیعی از جوامع، اقوام و ملل با فرهنگ‌ها و ملیت‌های گوناگون انجام و تکرار شده باشد. بنایراین، جوامع غربی، با فرهنگ حاکم بر آنها و وجود آلودگی‌های بسیاری که در اثر مراعات نکردن برخی مسائل شرعی و بهداشتی؛ چون نوشیدن مشروبات الکلی و خوردن گوشت خوک و برخی مواد مخدر شیمیایی، ارتباط‌های نادرست و نامشروع زناشویی و... دامن گیر آنها شده است، نمی‌توانند نسخه مناسبی برای همه جوامع باشند. این گونه پژوهش‌ها که به مسائل مهم و حیاتی انسانها و فرهنگها و ارزشهای آنان مرتبط‌اند، باید با در نظر داشتن همه‌ی این تفاوتها انجام شده باشد؛ حال آنکه  چنین نبوده است.

ت) آنچه به منزله برخی بیماریهای خطرناک خونی و ارثی یا نقص در نسلها از آن یاد می‌شود، به ازدواجهای فامیلی منحصر نیست.

ث) گر چه زمینه شیوع نمونه‌ای از این بیماریها در برخی ازدواجهای فامیلی وجود دارد، باید توجه داشت شاید زمینه بروز و شیوع آن تنها در افرادی که به این بیماری دچارند یا میان دیگر اعضای فامیلشان این گونه بیماریهای شایع است، فراهم شود.
بنابراین، نمی‌شود حکمی کلی برای همه خانواده‌ها و ازدواج‌های فامیلی صادر کرد.

ج) وجود برخی بیماریهای خطرناک میان مردم ممکن است عوامل گوناگونی داشته باشد که در منابع دینی به برخی از مهمترین آنها اشاره شده است. فلسفه تحریم برخی ازدواجها، حرمت برخی خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها، لزوم رعایت در برخی رفت و آمدها، پرهیز از پوششهای خاص و ... احتمالا برای جلوگیری از بروز همین گونه بیماری‌ها و پیشگیری از آنهاست.

ج) چنان که گفتیم، در جوامع غربی که برخی دستورهای ادیان الهی در زمینه خوراک و پوشاک و آمد و شدها و رعایت برخی شئون در انجام عمل زناشویی، مراعات نمی‌شود، زمینه بروز این بیماریها فراهم می‌شود؛ البته ازدواج‌های فامیلی در چنین اوضاع و چنین افراد آلوده‌ای می‌تواند بر شدت آن بیفزاید.

خ) از سوی دیگر، ازدواج‌های غیر فامیلی، خطرها و زیانهای دیگری دارد که به مراتب بیش از ازدواجهای فامیلی است، ولی متأسفانه در فضا و جو مصنوعی که در سایه برخی پژوهشهای ناقص به وجود آمده، به آن بی توجهی می‌شود.

د) مناسب است در سراسر جهان، به ویژه در جوامع دینی و اسلامی آمار گسترده‌ای گرفته شود تا روشن گردد، چند در صد از ازدواجهای فامیلی که البته با رعایت ضوابط بهداشتی و پزشکی انجام شده، پیامدهای خطرناک یاد شده را داشته است.

ذ) البته ما با بیان این نکات در پی توجیه همه انواع ازدواجهای فامیلی نیستیم، بلکه شایسته است هنگام ازدواج، اصول و ضوابط بهداشتی و پزشکی رعایت شود و افرادی که به ندرت گرفتار برخی بیماری‌هایند،یا درمان شوند یا از ازدواج با هم بپرهیزند.

ر) روشن است که سخنان حکیمانه و سیره رسول خدا و اهل بیت(علیهم السلام) برای ما حجت است. اگر ازدواج فامیلی کوچکترین خطری را متوجه زوجین و نسل آنان می‌کرد، به یقین آن بزرگواران از آن جلوگیری می‌کردند و خود نیز به آن تن نمی‌دادند. سیره مبارک رسول خدا و اهل بیت(علیهم السلام) خود بیانگر این واقعیت است که اینگونه ازدواج‌ها نه تنها خطرناک و زیان بار نیست، بلکه بدان توصیه و عمل نیز شده است. سخنان حکیمانه‌‌ای که رسول خدا و اهل بیت(علیه السلام) درباره ازدواج فامیلی و توصیه به آن صادر شده، بسیار است. از آن مجموعه، تنها این روایت نبوی را برگزیده‌ایم که گواه روشنی بر این ادعای ماست و مبنای عملکرد اهل بیت علیهم السلام نیز هست. در این زمینه‌ نقل شده است:

رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به فرزندان امیرالمومنین(علیهم‌السلام) و [برادرزادگان ایشان] فرزندان جعفر بن ابی طالب نگاه کردند و فرمودند: «دختران ما برای پسران ما و پسران ما برای دختران ما هستند.» [1]

ر) نکته آخر آنکه، مورخان موارد بسیاری از ازدواجهای فامیلی را که رسول خدا و اهل بیت(علیهم السلام) خود بدان اقدام کرده یا بانی انجام آن برای دیگران بودند نقل کرده‌اند؛ مواردی چون:

- برخی ازدواجهای رسول خدا مانند ازدواج ایشان با زینب بنت جحش که دختر امیمه بنت عبدالمطلب، عمه رسول خدا بوده است.

- ازدواج امیرمومنان و فاطمه زهرا(علیهما السلام) که به دستور خداوند و با دخالت و تصمیم گیری مستقیم رسول خدا انجام شد.

- ازدواج عبدالله بن جعفر با زینب کبری(علیهماالسلام)

- ازدواج امام سجاد با فاطمه بنت الحسن(علیهماالسلام)

- ازدواج رقیه، دختر زینب کبری و عبدالله بن جعفر با پسر عمویش قاسم بن جعفر که امام حسین(علیه‌السلام) آن را صورت داد.

- ازدواج مسلم بن عقیل با رقیه دختر امیر مومنان

- ازدواج محمد بن جعفر با دختر عمویش ام کلثوم، دختر امیرمومنان و...

اینها نمونه‌ای از ازدواجهای فامیلی است که اولا، زوجین از چند جهت با هم خویشی داشته اند؛ ثانیا، در اغلب موارد رسول خدا با یکی از امامان معصوم خود به انجام آن ازدواج تصمیم گرفته‌اند.

پی‌نوشت:
[1]. من لا یحضره الفقیه، ج3، ص393

منبع:
- کتاب سیره تربیتی و اخلاقی پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام در خانه و خانواده/ اسدالله طوسی/ انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی(ره)‏

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top