حدیث

مقاله

چرا جوانان از ازدواج فرار می کنند؟

«پدران و مادران ازدواج را آسان بگیرید، مهریه ها را کم کنید، عروسی ها را ساده برگزار کنید، توقع ها را کم کنید»، این ها توصیه های تکراری وعظ و خطابه ها است که از گوش ها گذر می کند و بر هیچ جانی نمی نشیند تا به عمل وا دارد. راستی! چرا این موعظه ها در دل ها نمی نشیند؟ چرا هر چه گفته می شود اثرکمتری مشاهده می شود؟ دلیلِ آن نخواستن و یا ندانستن خانواده ها نیست، بلکه دلیل، جا نداشتن چنین موعظه هایی است، این توصیه ها به درد شرایط امروز ما نمی خورد. دشمن قوی تر از آن است که با این اسلحه ها از میدان بیرون رود. از شما چه پنهان که بیشتر ناصحان و گویندگان نیز در عمل به حرف های خود عمل نمی کنند و همه اعم از گوینده و شنونده، آب به آسیاب رسم های غلط ریخته و حصار رسم ها را با تأیید عملی خود مستحکم تر می نمایند.
پس در واقع این عزا چه عزایی است که مرده شور هم می گرید، جایی که حتی موعظه گر، نتواند به نصیحت های خود عمل کند از مردم نباید توقع عمل داشت. حرمت امام زاده به متولی آن است وقتی گویندگان نمی توانند حرمت این نصیحت ها را حفظ کنند مردم جای خود دارند. پس، از این گونه نصیحت ها کاری بر نمی آید چون کسی به آن گوش نمی دهد. اما چرا؟ وقتی مردم ما احاطه رسم ها را بر تمام شئونات ازدواج مانند وحی مُنزَِل پذیرفته و در فضای آن حرکت می نمایند و تا تصمیم بر خروج از کل این فضا نگیرند مخالفت با آن برایشان به طور عملی ممکن نیست.
پس راه موفقیت در تسهیل ازدواج، از روی رسم های غلط می گذرد و تا فردی سند فوت تمام آن رسم ها را در وجود خود امضاء نکند نخواهد توانست ازدواجی سهل و قابل اجرا برای فرزندانش فراهم نماید. برای اجرا نکردن رسم ها در تمام مرحله ها از خواستگاری تا مراسم ازدواج و بعد از آن باید عقل را با توجه به امکانات موجود خانواده ها به کمک طلبید و به عقل، تنها یک هدف را معرفی کرد و آن لزوم آغاز زندگی زوج جوان، بر اساس امکانات موجود است. پس تا عقل در مقام جانشینی برای رسم ها برنیاید ازدواج جوانان سر و سامانی به خود نخواهد دید. ارشاد جاهل اگر آسان باشد ارشاد عالم بسى مشكل است؛ چون جاهل [مركب] بودن خود را قبول ندارد و خود را عالم می پندارد؛ پس آگاه نمودن او بسیار مشکل است.
ضرورت حل مشكل جنسى جامعه را همه فریاد مى كنند لكن باید دید واقعیت كدام است؟ آیا در واقع همه ضرورت را قبول دارند و یا تنها فریاد می کنند؟ تفهیم این مطلب به متصدیان امور جامعه، كه آن ها تنها ادعاى ضرورت مى كنند كار مشكلى و شاید هم بسیار مشكل است؛ چون هر مسؤولى حیطه مسؤولیت خود را ملاحظه نموده و ضروریات دین و دنیا را تنها درحیطه كار خود مى بیند و بدبختانه گاهی حتى بهترینِ مسؤولین در برخورد و ملاقات با مردم خیلى به حرف دیگران گوش نمى دهند؛ بر خلاف افراد معمولى كه اگر راه حلى هم ندارند حداقل از مطالب خوب استقبال میكنند.
در یك كلام، نحوه برخورد و عمل افراد نشان دهنده آن است كه درك ضرورت كرده اند یا خیر؛ چون آن كه درك ضرورت كرده، خود حركت مى كند، و آن كه درك نكرده منتظر است فرد دیگرى او را حركت دهد، اولى مانند انسان تشنه در به در، دنبال طرحى براى حل مشكل های جنسى مى گردد و دومى مانند انسانی با تشنگی کم، تا طرحى نیاورند و تقدیم نكنند خودش حركتى ندارد، منطق اولى "باید بشود" و منطق دومى "شد شد نشد نشد" مى باشد، اولى با طرح ها به صورت سازنده و با انتقادهای تكمیلى برخورد مى كند، دومى به محض دیدن آن، صاحب طرح را طفل دبستانى در قلمرو كارهاى اجرایى مى انگارد و با نگاه «فقیه اندر سفیه» به طرح او مى نگرد، اولى سعى مى كند بهترین پیشنهاد را پیدا كند و در صورتى طرحى را رد مى كند كه طرح بهترى جایگزین آن داشته باشد، ولى دومی با هزار و یك دلیل و با سرعت، حرف طراح را رد كرده و به بایگانى طرح هاى غیر قابل اجرا مى فرستد در حالی که خودش نیز هیچ طرحی برای اجرا ندارد.
مسؤولین امر باید بدانند که اگر نمی توانند مسأله اى را حل كنند حداقل صورت مسأله را پاك نكنند. اگر در مورد حل مسائل جنسى جامعه، از یافتن راه حل عاجز شده اید از آن فرار نكنید و بیقرارانِ به هیجان آمده از غرایز را، به حال خود رها ننمایید. نیافتن راه حل چیزى از مسؤولیت شما كم نمی كند؛ چرا كه نیافتن، دلیل نبودن نیست و دراین جا است که می پرسیم: چرا راه حلی ندارید چرا زمینه ارائه آن را توسط دیگران هموار نمی كنید؟ پس قدم اول براى حل معضل جنسى احساس ضرورت حل آن است. معنى احساس ضرورت آن است كه خود را در جاى جوانى قرار دهد كه از شدت فشار جنسى به بی دینی افتاده است. احساس ضرورت آن است كه خود را در موقعیت جوان متدینى ملاحظه كند كه نماز اول وقتش ترك نمی شود اما از شدت فشار، هر از چند گاهى هم آغوش زنان خیابانى می گردد. تمام بى توجهى ها و مسامحه كاری ها و مشكل ها را بزرگ دیدن ـ تا حد یأس ازحل آن ـ و خلاصه عدم حركت در جهت حل مشكل جنسى از سوى مردم و مسؤولین در درجه اول، معلول عدم احساس ضرورت براى حل آن معضل ها می باشد.
دست اندرکاران امر ازدواج
ازدواج موقت، در كشور ما به حدى منفور است كه وقتى به بعضى از زنان خیابانى پیشنهاد شد كه به جاى رابطه حرام، راضى به عقد موقت شوند گفتند: خیر! حاضر نیستیم آیا مى خواهید روى من اسم بگذارید.
برخی مسؤولان هم وقتی از این حلال خدا سخن می رانند اولین نکته ای که به آن اشاره می کنند این است که باید جلو ضررهای احتمالی و شیوع ازدواج موقت را گرفت.
سؤال این است که از جان این حلال نیمه جان، چه مى خواهید؟ آیا همین بلاى اجتماعى كه بر سر آن نازل شده، كافى نیست؟ آیا اقدام افراد متأهل نیازمند براى برقرارى رابطه جنسى به صورت عقد موقت هوسرانى است اما اگر رابطۀ نامشروع برقرار كنند مانعی ندارد؟ به نظر ما این كه آیا چیز بدى به عنوان هوسرانى وجود دارد یا خیر!؟ قابل بحث است. اما سؤال ما این است چه تضمینى وجود دارد كه وقتى شما راه عقد موقت را برای متأهلان ـ به قول شما هوسران ـ ببندید آن ها در گرداب رابطه های نامشروع واقع نشوند؟ هر چه می گذرد سبب های تحریك در جامعه، فراهم تر و فراوان تر شده و آمار خانه های فساد و پارتی ها رو به فزونى است اما برخی گوش را بر نداى تمام واقعیت ها [كه همه یك چیز را فریاد مى كنند: كه نظام فعلى ارضاع غرایز جنسى، نادرست است] بسته اند و حتى كلام امیرالمؤمنین % در مورد این كه عقد موقت، از زنای افراد جلوگیری مى كند را نیز با اجتهادهای شخصى خود، كنار گذارده اند.
به جاى این كه به فكر محرومین جنسى باشیم ناجوانمردانه به آن ها لقب هوسران مى دهیم و به طور عملی آن ها را هم آغوش زنان خیابانى و غیر خیابانى مى نماییم. این را بدانیم آنان كه دین دار هستند وهراس از خدا در دل آن ها وجود دارد و عقد موقت را با زنا عوض نمى كنند امكان دارد منع شما جلوى آن ها را بگیرد اما حقیقت آن است كه چند درصد مردم، در موقع غلیان شهوت و وقتى که رابطه آزاد برایشان فراهم است [با بسته بودن راه عقد موقت] سراغ جانشین حرام آن یعنى رابطه نامشروع نمى روند. از خدا بترسیم و اگر راه را برنیازمندان واقعى وسعت نمى دهیم حداقل آن را مسدود نكنیم.

بایسته دولت در مورد ازدواج جوانان
در شرایطی که بسیاری از مسائل مربوط به ازدواج، به لحاظ شکل های مختلف، اعم از فرهنگی و غیر فرهنگی در ظاهر به صورت غیر قابل حل در آمده است حرکت دولت در زمینه ارائه خدمات مختلف برای ازدواج جوانان، بیشتر جنبه غیر جدی و تعارفی دارد تا جدی و حتمی، و از این روش، انتظار کارایی ومثمرثمر بودن تنها خوشبینی است. به نظر می رسد روش دولت در این جهت باید تغییر یابد تا به گونه ای مؤثر، در این وادی بتواند حرکت نماید.
واقعیت آن است که در کشاکش اختصاص بودجه، به موارد مختلف زندگی همانند: آب و نان و مسکن و برق و اشتغال و...که هر بخش حق خود را می گیرد جای مؤسسه ای برای «ازدواج» خالی است. کار تا به صورت قانون در نیامده، پیش نخواهد رفت. لزوم وجود وزارتخانه ای که به صورت همه جانبه اعم از فرهنگی، قانونی و اقتصادی برای آسان کردن ازدواج اقدام نماید ضروری به نظر می رسد چون در مسائل مربوط به امور جنسی برنامه ریزی، هدایت و خط دهی، پشتیبانی قانونی و مالی و تبلیغاتی و پیشگیری و درمان لازم است.
آنچه هم اكنون نسبت به نسل جوان می بینیم حداقل اگر افول نباشد ترقى هم نیست. چرا باید نسل نو از دین فرارى باشد؟ آیا صرف دعوت به دین، نماز، قرآن، تفسیر و حفظ آن و دیگر مسائل دین، براى برآوردن و جواب گویى نیازهاى آنان كافی است؟ واقعیت آن است كه ما در حال نشان دادن عجز خود از حل مسائل و مشكل های جنسى جامعه، از راه حلال هستیم. آن چیزى كه عمده ترین مشكل گروه وسیعى از جامعه است و هر روز كه می گذرد بیشتر از پیش، در مقابل راه هاى حرام از سنگرهاى خود عقب نشینى نموده و به طور دائم از اصول و ارزش ها براى جلوگیرى از پیشرفت فسادهاى جنسى خرج می نماییم!! بیایید واقع بین باشیم آیا دعوت کردن به دین و نماز كسى كه در غلیان شهوت های جنسى است و نا آگاهانه دین را سبب محروم بودن خود می داند مشت بر سندان كوبیدن نیست؟
آنچه مسلم است این است که راه هایى كه تا به حال عملى شده، شكست خود را نشان داده و كسى نمى تواند ادعا كند كه در آینده بهبودى [ولو اندك] حاصل شود. نیازمند جنسی از تشنگى له له می زند اما ما به غذا تعارفش می كنیم، او سرش درد می كند اما ما براى پایش نسخه می دهیم. بیایید خود را در شرایط او قرار دهید ـ اگر بتوانید چنین كنید ـ تا بلكه بتوانید مقدارى از دردهای پایان ناپذیر او را درك نمایید، تا همراه دستور «ولیستعفف» دادن به آنان ـ كه آن را با قدرت ادا می فرمایید ـ حداقل دستور «انكحوا الایامى» را با لحن ملایم به اولیای آنان ـ چرا كه كسى جرأت بیش از این را ندارد ـ یادآورى بفرمایید.
بیایید قبل از آن كه خانه های فساد غیر رسمى، رسمى شوند و بیش از پیش به انفعال دچار گردید براى این آشفته بازار فكرى نمایید. شما لازم نیست كه جوانان را با گفتار، به دین دعوت كنید بلكه می توانید با حل مشكل جنسى آنان به طور عملی ایشان را مرید صد درصد دین بنمایید. ناگفته نماند كه مراد ما تنها بسنده كردن به ترویج ازدواج آسان نیست، بلكه ما می گوییم كه كل مشكل جنسى در تمام گروه های جامعه، باید مورد توجه قرار گیرد، و راه حل هاى حلال، اعم از ازدواج در اوائل سن بلوغ، تعدد همسر و ازدواج موقت به عنوان راه حل هاى انحصارى براى تحصیل امنیت و آرامش جنسى در جامعه طرح شود. البته در مورد راه هاى رسیدن به مقصود گفته شده اندیشیدن تدبیرهای دقیق، كارا و داراى تالى فاسد كم تر، لازم است.
آنچه از شما بزرگان دین و دولت می خواهیم بذل عنایت بیشتر نسبت به این مهم است كه دنیا و آخرت جامعه ما در گرو آن است. یا بیایید به طور صریح اذعان كنید كه ما راه حلى براى مشكل جنسى نیازمندان نداریم و بازار آزاد غیر رسمى را به طور رسمی بپذیرید و یا اگر اعتقاد دارید كه اسلام راه حل حلال قابل اجرا براى رفع نیاز جنسى تمام گروه های جامعه دارد براى به كرسى نشانیدن آن و رهانیدن دین از تهمت سخت گیرى در راه ارضاء غرایز جنسى وارد صحنه شوید و دعاى خیر لشکر عظیم گرسنگانى را كه توسط اقدام بجا و به حق شما به آرامش خیال می رسند بدرقه راه دنیا و آخرت خود كنید.
مسؤولین
در جریان شرفیابى خدمت «آیه الله سید محسن خرازى» درباره مسأله امنیت و آرامش جنسى در جامعه، فرمودند: «حل مسائل جنسى جامعه، نیاز به همكارى حوزه و دولت دارد و كار محدود، مشكل را حل نمى كند. مشكلات جنسى جامعه دو سر دارد كه یكسر آن فرهنگى است و سر دیگر آن اجرایى مى باشد كه اولى بر دوش حوزه و دومى در قلمرو توان دولت است به صورتی كه هیچ كدام از این دو طرف از دیگرى بى نیاز نیست؛ چون علت العلل بسیارى از معضلات جنسى جامعه، جا نیفتادن راه هاى حلال اسلام در زمینه‌ مسائل جنسى به عنوان راه هاى قابل اجرا در شرایط فعلى در فرهنگ مردم است و این گرهى است فرهنگى و در حیطه خودش كارى مهم و طاقت فرسا و طولانى می طلبد تا فرهنگ غلط غالب، جاى خود را به فرهنگى دیگر دهد كه مردم حتى اگر پذیراى آن راه ها نیستند لا اقل به چشم حقارت ننگرند؛ یعنی عدم پسند راه هاى حلال را براى خود به دیگران تحمیل نكنند. از طرف دیگر نیز بی مایه اجرایى فطیر است و بدون قدرت قوى اجرایی در زمینه عملى مثل ایجاد زمینه ها و بر طرف كردن موانع مختلف اعم از قانونی و غیره كار به سامان نمى رسد و كشتى اصلاح وضعیت فرهنگی به گل می نشیند. پس ای كسانی كه خطاب «تعز من تشاء» شامل آن ها شده است به داد نیازمندان جنسی جامعه كه نه علم شما را دارند و نه قدرت و توانتان را برسید كه اگر او بخواهد می تواند به حسب خطاب «تذل من تشاء» آنچه داده است را پس گیرد.
به صرف بحث ازدواج آسان مشكل حل نمی گردد چاره اى جز این نیست كه راه هاى حلال بتمامه در راه اجرایى صحیح خود قرار گیرد، باید با سلاح عقلى و منطقى قوى و با ابزار رسانه اى قدرتمند با كلامى قابل فهم برای همه عقول تمام اقشار جامعه اعم از زن و مرد و عوام و تحصیل كرده راه هاى حلال همانند تعدد زوجات، ازدواج بی آلایش و ساده، ازدواج موقت، ازدواج در سن دبیرستان ـ لا اقل به حسب وجوب آن در وقت ترس از به حرام افتادن ـ را به عنوان راه هاى منحصر در حل مشكل جنسى جامعه طرح و از آن دفاع نمود و این كاری است كه كاملا ممكن است، منتها برنامه ریزى و طرح اجرایى لازم دارد. ناگفته نماند كه در ابتداى امر، نباید اركان محترم نظام را دم تیغ اعتراضات عمومی ناشى از طرح مسائل فوق الذكر [قرار] داد، بلكه كار را باید از مؤسسات و نشریات به ظاهر مستقل و غیر منتسب به ارگان هاى نظام شروع نمود. «كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعیته».
مبلّغان
وقتى مشكل را براى افراد دلسوز مطرح می كنیم و قصد تبلیغ درباره ازدواج را داریم تا جوانان را نسبت به آن ترغیب نماییم تنها كارى كه انجام می دهیم آن است كه سخنان از قبل آماده اى را تکرار کرده و داد سخن دهیم كه اى جوانان، ازدواج كنید، پدران ومادران سخت نگیرید، مهریه ها را سبك بگیرید، اى دختران اشكال تراشى نكنید و از این گونه مطلب.
افرادی که ما آنان را بچه می دانیم در عالم مسائل جنسى براى خود آرزوها دارند و شبانه روز با تمایل ها و خواهش هاى خود در كشاكش هستند. دقت بفرمایید: خدایى كه بچه را می دهد قبل از به دنیا آمدنش، شیر را در سینه مادرش جارى می كند؛ یعنى قبل از رسیدن وقت نیاز كودك، شیر مورد نیاز او را آماده می كند. آیا او كه به فكر دوران كودكى انسان است به فكر جوانان كم سن و سال داراى غرایز جنسى و نیازمند ارضاء نبوده و آن ها را تا سنین بالا از ازدواج منع كرده است؟ و اگر دین الاهى منع نكرده بلكه ترغیب نموده و حتى در مورد ترس از به حرام افتادن واجب فرموده است پس چرا ما نه تنها ترغیب نمی كنیم بلكه منع هم می نماییم؟! آیا نباید به فكر زنان بیوه بود؟ اگر ترغیب به ازدواج جوانان مجرد، سزاوار و شایسته است ازدواج بیوه ها رجحان بیشترى دارد؛ چون آن ها بیشتر در معرض انحراف و لغزش هستند به خاطر این كه رطب خورده و مزه آن را چشیده در فراق آن، ناتوان تر از خود نگاهدارى كسى است كه نخورده است آیا ازدواج آن ها ترغیب نمی خواهد؟ آیا مردانى كه در زندگى مشکل هایی داشته، یا قدرت شهوانى زیادى دارند و به هرحال از زندگى زناشویى سیری لازم را به دست نمی آورند و نیاز به ازدواج مجدد و یا موقت دارند باید نیاز خود را در وجود خود بِكُشند و اگر نتوانند مقاومت كنند راهى بازار آزاد در رابطه جنسى شوند؟
روش هاى ترغیب باید عوض شوند؛ روش هاى تبلیغ عوض شوند، باید تبلیغ كرد كه گرسنه را سیرى باید؛ چه گرسنۀ غذا و چه گرسنۀ مسائل جنسى.
باید تبلیغ كرد كه در اسلام کم خوری ممدوح و پسندیده است و خداوند شكم پر را مبغوض می دارد، منتها گرسنگى جنسى مذمت شده است و علتش هم واضح است چون گرسنه غذا به خدا نزدیك تر، اما گرسنه جنسى از خدا دورتراست. گرسنه جنسى فكرش درست كار نمی كند از جهت روحى ـ روانى تعادل لازم را ندارد، تمام یا بیشتر عمل ها و فکرهایش جهت جنسى دارد.
باید به جامعه فهماند كه ازدواج موقت و تعدد همسر هرزگى نبوده و براى ایجاد آرامش و امنیت جنسى در جامعه است. باید گفت خود را ارضاء كنید اما از راه حلال، باید براى جوانان تصریح كرد كه به حكومت فشار نیاورند كه راه حرام باز شود، بلكه باز شدن راه حلال را از عاملان بسته بودنش بخواهند.
چرا جوان تحریك شده، تنها راهى كه براى ارضاء به نظرش نمی رسد راه حلال است. مطمئن باشید اگر این كفرها را بگویید همان طور كه عده اى شما را تكفیر می كنند عده اى نیز [كه صاحبان درد می باشند] حمایت خواهند نمود.
به جوانان كه می نگرید یاد جوانى خود بیفتید و به جاى مصلحت اندیشى براى پدران ومادران آنان مهمترین مصلحت خود آن ها را در نظر بگیرید كه لزوم نیفتادن در گرداب حرام ها است. براى این كه بتوانید براى نیازمندان امور جنسى تبلیغ كنید باید آن ها را درك كنید، پس به جاى سرزنش آن ها برایشان دلسوزى كنید.
تمام اجتماع برعلیه حق مسلم آن ها كه حق ارضاء احساس جنسى ـ عاطفى از راه حلال است سخن می گویند حداقل شما این كار را تكرار نكنید. چرا طورى شده كه خدا بخشیده و كدخدا نمی بخشد؛ خدا حلال كرده اما جامعه ما به دلایلى خود ساخته، آن را حرام نموده است.
مبلغان ازدواج، باید با حركت خود موجى بزرگ برعلیه پندارهاى غلط اجتماعى به راه اندازند، اگر مریض را با جراحى نمی توانید خوب كنید حداقل از تجویز دارو دریغ نكنید؛ یعنى حال كه كسى از سردمداران دین به خاطر احیای ازدواج اسلامى حاضر به ایستادن صریح در مقابل فرهنگ غلط اجتماع و در نتیجه فدا كردن شخصیت و آبروى ظاهرى خویش به خاطر حفظ دین نیست؛ دست کم به عنوان مبلغ دین، زبان را از اظهار حق نبندید .به هرحال، دست از سرِ افكارِ نادرست، در زمینۀ آرامش جنسى اجتماعى برندارید، با سكوت شما [هرچه بیشتر] سنگرها را از دست خواهیم داد حداقل كارى كنید كه امیدوار باشیم چند سال آینده نتیجه می دهد.
نكته مهم دراین عرصه، اهمیت جهت گیری حركت است؛ یعنى حركت باید بیشتر، حركت فرهنگی و تبلیغاتى داشته باشد؛ یعنى اگر در جهت به طور مثال اقتصادى یا فرهنگى اقدامى می كنیم تبلیغ آن باید گوش فلك را پُر كند. به هرحال رمز موفقیت در تبلیغ گسترده است. باید از طرح مستدل و منطقى و همه فهم مطالبى كه مردم آن را کفر می دانند شروع كرد. اگر لازم شد آبرو و شخصیت ظاهرى را در این راه براى خدا و راه او فدا كرد ومطمئن بود كه: «ان تنصروا الله ینصركم ویثبت اقدامكم....».
باید میان ازدواج و مسائل مالى جدایى انداخت و گفت كه در اسلام ازدواج، بسیار ساده است و با مسائل مالى گره نخورده است به حدى كه بعضى از عالمان می گویند: «در شرع اسلام برای ازدواج سهولتى هست كه در خرید و فروش نیست».
باید گفت كه اگر پدران و مادران اسلحه ها را غلاف کرده و به جاى كشمكش، در فكر سروسامان دادن پسر و دختر باشند بسیارى از مشكل ها حل خواهد شد، باید به آن ها گفت در ازدواج سعى كنید سنگ ها را از سر راه بردارید نه این كه سر راه زندگى زوج هاى جوان سنگ اندازى كنید. باید حمله اى «حیدرى» به رسم های مالى ازدواج ها كرد؛ چون تا این سنت هاى مالى وجود دارد دست و دل خانواده ها براى ازدواج فرزندانشان می لرزد. باید كارى كرد كه «ازدواج آسان» الگو شود، هفته ازدواج آسان در سالگرد ازدواج امیرالمؤمنین % و حضرت زهرا & بسیار راه گشا خواهد بود. فرهنگ وقف براى ازدواج، مسائل مالى را قابل حل تر خواهد كرد. مطمئن باشید اگر حركتى صادقانه و دلسوزانه آغاز شود افراد خیّر زیادى در جهت های مختلف به یارى خواهند رسید، منتها آنچه سخت است قدم اول است كه باید برداشته شود.
مشاوران
در بسیاری از برنامه های تلویزیونی ورادیویی شاهد هستیم كه در جواب مادر یك نوجوان كه با یك دختر رابطه پیدا كرده گفته می شود كه با او حرف بزنید كه «الان موقع ازدواج تو نیست و قانعش كنید.»
اول باید عرض شود كه صرف نظر از عدم پذیرش اجتماعی نسبت به ازدواج در سنین پایین، می گوییم شما كه دكتر یا مشاور هستید باید در صدد معالجه باشید نه فقط راه حل های تسكینی ارائه دهید. در واقع چند درصد جوانان به توصیه های این چنینی گوش فرا می دهند و چقدر این حر ف ها در آن ها اثر مثبت دارد؟
جواب، ناگفته معلوم است كه اگر بی اثر نباشد بسیار كم اثر است. چنانچه در جامعه ملاحظه می كنیم كه مشكل جوانان ما كمبود صحبت با آن ها نیست بلكه مشكل در آن است كه جامعه، مسائل جنسی جوانان را به حالت رسمی نمی شناسد. اگر شما به این معتقد باشید كه ازدواج در مثل نوجوان گفته شده باید تا سنین بالاتر به عقب بیفتد در حقیقت جای اندوه دارد چون در مقابل این جوانان به بن بست رسیده و راه حل قابل قبولی برای مشكل آن ها ندارید و بیشتر راه هایی كه افراد مثل شما پیشنهاد می كنند در واقع مُسَكِّن است نه حل کننده مشكل آنها. گویا می خواهید به روشی از مشكل آن ها فرار نمایید و با راه حل های تسكینی سر آن ها را گرم نمایید. مطمئن باشید اگر نتوانند جواب حرف شما را بدهند دلیل بر نداشتن جواب نیست و خوش خواهد بود اگر در جواب شما بگویند كه «سیر از گرسنه و سوار از پیاده خبر ندارد» كه بد جوابی نیز نخواهد بود.
مسؤولین سایت ها و اینترنت
بعضى از سایت های مذهبی خود را با كتابخانه اشتباه گرفته اند و گویا فكر مى كنند مردم در به در، دنبال کتاب ها و نشریه های اسلامى مى گردند و هرچه می گردند كمتر می یابند؛ بدین جهت واله و شیداى کتاب های سایت آن ها هستند و با آن ها مانند آنچه در آسمان ها دنبالش می گردیده اما آن را روى زمین یافته اند برخورد خواهند نمود.
البته منكر لزوم دسترسى به کتاب های اسلامى در اینترنت نیستیم اما مسأله این است كه چند درصد افراد استفاده كننده، جهت نیاز به کتاب ها و مطلب های عمومى اسلامى به اینترنت مراجعه مى كنند؟! اینترنت جایی نیست كه بتوان كسى را بر خلاف میلش به توجه كردن واداشت، بلكه باید كارى كرد كه وقتى صفحه اول سایت را ملاحظه كرد تمایل به ترك و رفتن نداشته باشد و وقتى رفت آن طور نباشد كه هركس به خانه ما می آید توبه کرده و دیگر نیاید. خلاصه در یك كلام، باید مطلب های مورد نیاز و كارهاى جذاب ارائه داد.
اگر دین فطرى است و مطابق فطرت و خلقت آدمى است پس جاى خالى آن را باید در وجود انسان ها پر كرد؛ یعنى باید نیازهاى مذهبى آن ها را پاسخ گفت، به پرسش های دینى جواب داد آن هم نه پرسش های مربوط به عهد دقیانوس، كه كسى به ذهنش نمی رسد، بلكه پرسش های بدون جوابى كه همانند خوره به ایمان بعضى از جوانان افتاده و آن ها را به لبه پرتگاه بی ایمانى كشانیده است و اعتقاد آنان همچون محتضر رو به موت ساعت های آخر را می گذراند. آیا كسى هست كه با جواب گویى درست و مؤثر، روح تازه اى در كالبد بی جان عقاید آن ها دمیده و دین آنان را جان تازه دهد؟
از اینترنت با محیط آزادى كه دارد می توان به نفع بحث هاى آزادانه و جذاب در حیطه دینى و از منظر مذهبى بهره بردارى نمود، همچنین بحث هاى گفتارى و تصویرى نیز جاذبه خاص خود را دارد. می توان همایش سایت هاى مذهبى را برگزار نمود تا تجربه ها مبادله شود و غیر آن كارهاى بسیارى ممكن است انجام شود كه به طور حتم خود شما بهتر از اینجانب اطلاع دارید. یك ملاك باید در تمام كارها محور قرار گیرد و آن پرداختن به دسته اى از مسائل مذهبى است كه مورد سؤال و شبهه است و در مورد آن كنجكاوى و حساسیت وجود دارد. اشتباه دیگر سایت هاى اسلامى جهت گیری برون مرزى آن ها است در حالی كه با توجه به گسترش روز افزون اینترنت در داخل كشور به لحاظ كمیت و كیفیت، حالا وقت پایه گذارى سایت هاى قوى و مطابق روز براى حل مشكل ها و مسائل مربوط به حوزه دین درجامعه است، از حالا باید روش ها را به بوته آزمایش نهاد تا معلوم شود كدام روش ها براى تبلیغ دین جذاب تر است تا درآیندۀ نه چندان دور كه اینترنت در كشور به طور کامل فراگیر می شود بتوان با روش هاى آزموده شده و پخته در كارزار فرهنگى برعلیه فرهنگ هاى باطل قیام نمود.
از جمله مسائلى كه مورد نیاز شدید جامعه است و اینترنت با فراگیر شدنش در كشور آن را دامن می زند مشكل مسائل جنسى جامعه است؛ یعنى شما به طور دائم در كشورتان اسباب تحریك را فراهم می كنید بدون این كه راه حلى ارائه دهید و این برعهدۀ شما به عنوان داعیه داران دین، در محیط اینترنت است كه به سهم خود به این مشكل بپردازید و راه حل ها را جستجو نمایید.
بحث هاى فرهنگى تئوریك و كاربردى در زمینه راه هاى حلال مثل: تعدد همسران، ازدواج موقت، ازدواج در سنین دبیرستان وغیره هم جذاب و هم كارگشا است؛ یعنى هم مشتری هاى شنیدن نظریه های دین زیاد می شود و هم می تواند راه گشاى مسائل ذکر شده در سطح جامعه باشد. به عبارت دیگر وقتى شما راه حل هاى اسلام را در زمینۀ مسائل جنسى با استدلال هاى منطقى در طى بحث هاى طولانى با موافقان ومخالفان آن دراینترنت توانستید به كرسى بنشانید در طرح كردن آن در سطح جامعه تردیدی به خود راه نخواهید داد.
چرا اینترنت؟ پرسش خوبى است. مگر چند نفر از مردم ما به آن دسترسى دارند؟ بر فرض كه همۀ اینترنتیان جمع شوند چه مشكلى حل مى شود؟ اگر مشكل در جامعه است طرح مشكل نیز باید در سطح جامعه باشد.
اما جواب را نیز بشنوید كه حق را به سؤال كننده مى دهیم و به طور کامل مى پذیریم كه از اینترنت مشكلى حل نمى شود اما چه كنیم كه استبداد فرهنگى حاكم بر جامعه، مانع از طرح مسائل و مشكل های جنسى در رسانه ها است. اما نا امید نیستیم كه با گذشت زمان بتوانیم كار خود را به صورت مؤسسه اى فرهنگى به درون جامعه گسترش دهیم و از طریق رسانه هاى مكتوب یا غیر آن كار خود را ادامه دهیم. البته قابلیت ارتباط سریع و بى پرده بودن مطلب ها و امكان طرح همه مسائل، توسط هر كس از چیز هایى است كه در واقع ارزشمند است؛ چون مسائل جنسى در مملكت ما از امورى است كه به طور دائم مخفى نگاه داشته می شود و ریشه یابى واقعى مشكل جنسى نیاز به صراحت در گفتار به دور از تظاهر و ظاهر سازى دارد. بدیهى است كسى می تواند براى درمان دردى نسخه دهد كه علت آن را تشخیص دهد و اگر ریشه درد را نشناسد توان تجویز داروى شفابخش از او سلب خواهد شد، از این رو باید این امكان ریشه یابى را كه در محیط باز اینترنتی وجود دارد غنیمت دانست و از آن به بهترین وجه استفاده نمود وگرنه دردى كه ریشه و علت آن شناخته نشود بدتر از درد بى درمان خواهد بود چون در عدم درمان، صاحب درد با درمان هاى غلط آزار نخواهد دید.
تلویزیون
دوران نوجوانی، شروع جداسازی مسائل جنسی از عاطفی است؛ یعنی دختر و پسر در ارتباط با یکدیگر به لحاظ عاطفی از هم بهره مند می شوند به طوری که این رابطه تا حد زیادی رنگ جنسی صرف نداشته و یا به طور کلّی ندارد و معلوم است که دیدن فیلم هایی که ارتباط پسر و دختر در آن باشد برای آن ها جاذب، جالب و محرک است.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی به هردلیل در بیشتر فیلم های پخش شده، مسائل مربوط به خواستگاری و ازدواج را مد نظر قرار داده است. این فیلم ها درست است که در جهت ارتباط غیر شرعی نیست و از این جهت برای دختران و پسران بد آموزی ندارد ولی این حقیقت را نیز نمی توان انکار کرد که شیرینی رابطه عاطفی و عاشقانه با جنس مخالف را در ذائقه نوجوان زنده می کند و احساس عاشق پیشگی او را بیدار می نماید و در این شرایط چون او خود را در زمان صلاحیت برای ازدواج نمی بیند و این راه را بسته می یابد سعی در شیرین کردن واقعی ذائقه خود از راه ارتباط آزاد با جنس مخالف می نماید.
مشاور41

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top