حدیث

مقاله

چطور خواستگارم را بر گردونم؟

سلام خدا قوت من 23 ساله خواستگاري دارم كه بعد از 4بار زنگ زدن و سوالهايي كه مامانم تلفني ملاك و معيار هاي كلي مون را ازشون پرسيدن و ديدن از نظر فرهنگي و مذهبي و اجتماعي و مالي و خيلي جهات به هم ميخوريم و پرسيدن چندتا سوال از معرف ,اجازه داديم بيان خونه كه اين خواستگاري تازه فقط گفتگوي خانوادگي بود3 ساعت طول كشيد و ما به شناخت كلي از هم رسيديم .
ايشون مذهبی هستند و من هم همین طور
1-قيافه ايشون به دل ما ننشسته
2 - توي جلسه خواستگاري مادر پسره كه ايشون هم زن بسيار مودب و مذهبي و سرشناس هستن خيلي از پسرشون تعريف كردن
3- فاميل هاي مادري من مذهبي نيستن
4- عمه ام ايشونو معرفي كردن كه بيان ولي متأسفانه تو حرفاي مامانه فهميديم كه "عمه ام بهشون زنگ زده گفته پسرت زن دادي او گفته نه عمه ام هم چندتا مورد معرفي كرده بعدش گفته دختر داداشم هم (= من) هست برو ببين ميشه يا نه " و اين باعث كدورت بين ما شده و اونا كه اينقد از خود مطمئن هستن حالا عمه نادون ماهم خودش منو به او معرفي كرده كه انگار ما همينجوري مونديم كه او بياد مارو بگيره؟؟؟
5- برای اینکه جواب مارو برای خواستگاری بگیرن مامان پسره زنگ زد به عمه ام تا او از ما جواب بگیره مامانم با اجازه خودم که از کارای قبلیشون دلگیر بود و خیلی ام مورد پسندش نبود به عمه ام گفت بگه نه اونا هم دیگه به خودمون زنگ نزدن .
ولی حالا من از اینکه جواب رد بهشون دادیم پشیمونم البته از کار مامان پسره خیلی دلگیرما ولی فکر میکنم با پسره نقطه اشتراکات زیادی داشتیم و از خيلي جهات بهم ميخوريم؟؟(البته هنوز خودمون باهم صحبت نكرديم)
من به مامانم گفته بودم كه بهشون نه نگه ولی اونا حتی برای جواب گرفتن به خودمونم زنگ نزدن؟
حالا به نظر شما چه طور میشه اونارو برگرداند طوری که عزت نفس ما هم زیر سوال نره ؟
پاسخ
سلام
همونطور که خودتون هم متوجه شدین کار شما درست نبوده و نباید صرفا به خاطر چند تا حرفی که مادرش زده اونا رو رد میکردین. خب این طبیعیه که مادرها میخوان از بچه هاشون تعریف کنن و از این کار لذت میبرن هر چند بیان زیادی این موارد پیش شما درست نبود و نباید این کار رو میکرد.
به هر حال با توجه به روحیه ای که از اونا گفتی احتمال برگشتشون زیاد نیست. ولی برای اینکه خودت رو بیشتر از این سرزنش نکنی و بتونی فراموشش کنی میتونی در این زمینه تلاشت رو انجام بدی. اولین گزینه همینه که از طرق عمتون اقدام کنین. هر چند میگی اینکاره نیست ولی کار شاقی که نمیخواد انجام بده. ایشون میتونه تماسی با طرف داشته باشه و مقداری از شما تعریف کنه و یه جوری غیر مستقیم بفهمونه که دوباره بیان. البته چون این واسطه فامیل شماست ممکنه این برداشت بشه که شما دنبالشون رفتین و این چندان جالب نیست. میتونی مورد دیگه ای که خونواده طرف بهش اعتماد دارن رو پیدا کنین و از اون بخواین این کار رو انجام بده. البته باید کسی باشه که بدونین اسمی از شما نمیاره و فقط غیر مستقیم از شما تعریف میکنه و بهشون میگه که دوباره برین شاید دادن.
اگه با این کار هم جوابی نگرفتی چاره ای جز اینکه فراموشش کنی نیست و بهتره به خواستگارهای دیگت فکر کنی و هر چه زودتر یکی رو که تناسب های لازم فکری اعتقادی اخلاقی و رفتاری رو با شما داره انتخاب کنی.
از این به بعد هم باید دقت کنید که مهمترین ملاک برای ازدواج تناسب هایی که گفتمه و نباید به خاطر حرف هایی که هیچ ارزشی نداره یکی رو رد کنی و یکی رو قبول. بعلاوه ناز کردن هم همه جا به صلاح نیست و نباید این فکر رو داشته باشی که اگه همون اول بله رو بگیم فکر میکنن بی شوهر موندم. اونا اگه نمیدونستن شما مورد خوبی هستی سراغ شما نمیومدن لذا نیازی نیست که شما با ناز کردن این موارد رو به اونا ثابت کنین چون ممکنه خیلی مورد های خوب دیگه رو اینجوری از دست بدی.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top