حدیث

مقاله

ازدواج موقت رسوایی نیست

حتما شما نیز در مورد دخالت والدین در زندگی فرزندان خود، مطالب زیادی را مطالعه کرده اید، که در اکثر اوقات باعث تشنج در خانواده ها شده است. پدیده جدیدی که اخیرا به وجود آمده است، دخالت فرزندان در زندگی زناشوئی پدر و مادرهست! که گاهی باعث از هم پاشیدن خانواده می گردد، و در واقع نوعی خود زنی برای فرزندان محسوب می شود. در این مورد سوالی در انجمن رهروان ولایت به شرح ذیل مطرح شده است.
دختری 21 ساله هستم، خواستگاری دارم که از هر لحاظ خوب است، لذا تقریبا قبولش کردم. چند وقت پیش متوجه شدم کسی با گوشی پدرم تماس گرفت و پدرم قطع کردند! به شدت شک کردم، چون سابقه نداشت.
شماره را برداشتم و پیگیری کردم، نهایتا پدرم اعتراف کرد، که برای اولین بار در زندگی پایش لغزیده است، و خانمی را به مدت سه ماه صیغه نموده است. پدرم فرد مذهبی و خدا ترس هستند، قسم جلاله خوردند که پشیمان هستند.
دلم برای مامانم و بی خبری اش می سوزد. هر وقت نگاهش می کنم گریه ام می گیرد. از طرفی می ترسم این قضیه بعد از عقدم فاش شود و زندگی ام خراب گردد. چون خواستگارم خیلی به خانواده حساس هستند.
حال من چند تا سوال دارم: اول اینکه آیا پدرم را ببخشم؟ یا خیر و دوم اینکه این مسئله را به خواستگارم مطرح کنم یا لازم نیست؟ خیلی عذاب می کشم حتی قصد خودکشی داشتم. لطفا کمکم کنید.

پاسخ مشاور رهروان ولایت
کاربر گرامی قبول کنید که به جای برخورد منطقی با این مسئله، کلا احساسی شدید! و اگر پدرتان جرقه ای را روشن نموده است، شما در حال آتش زدن به کل زندگی هستید. البته خدا را شکر که سوال خود را مطرح کردید. ان شاالله کمک تان خواهیم کرد. مطالبی را در ذیل مطرح می کنیم لطفا با دقت مطالعه کنید.
1- خداوند در قرآن می فرماید «وَ لاتَجَسَّسوا وَ لایَغتَب بَعضُكُم بَعضاً »(حجرات/12) «جاسوسى نكنيد و بعضى از شما غيبت بعضى نكند» خداوند در قران صراحتا از تجسس در زندگی شخصی دیگران ما را بر حذر داشته است. اما شما متاسفانه در زندگی شخصی پدرتان جستجو نمودید. مرحوم کلینى در کتاب کافى در حدیثى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله چنین نقل مى ‏کند که فرمودند: «یا مَعْشَرَ مَنْ اسْلَمَ بِلِسانِهِ وَ لَمْ یُسْلِمُ بِقَلْبِهِ لا تَتَّبِعُوا عَثَراتِ الْمُسْلِمینَ، فَانّهُ مَنْ تَتَبَّعُ عَشَراتِ الْمُسْلِمینَ تَتَبَّعُ اللَّهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعُ عَثْرَتَهُ یُفْضِحْهُ؛ اى گروهى که با زبان مسلمان شده ‏اید اما دل شما اسلام را نپذیرفته است، از لغزش‏هاى مسلمانان جستجو نکنید، چرا که هر کس تجسّس درباره لغزش‏ هاى مسلمین کند، خداوند از لغزش او جستجو خواهد کرد، و هر کس که خداوند از لغزش او جستجو کند، رسوایش خواهد نمود»[1] از این دست روایات در زمینه تجسس زیاد داریم. لذا جستجوی شما صحیح نبوده است.
اما در مورد اینکه پدرتان با ان خانم ازدواج موقت کرده بوده است، هر چند از لحاظ شرایط خانوادگی، کارش مناسب نبوده است، اما کار حرامی هم مرتکب نشده اند، که شما این قدر ایشان را زیر سوال بردید! و طوری مسئله تان را نوشتید که نعوذبالله پدرتان زنا کرده است! یا قتلی را مرتکب گردیده است. در حالی که بنده خدا از کار شرعی خودش هم نادم هست اما شما دست بردار نیستید.
در مورد بیان مسئله به خواستگارتان عرض کنم، به نظر نمی رسد خصوصی ترین مسئله پدرتان به خواستگار شما ارتباط داشته باشد، چون حتی به فرض محال اگر خواستگارتان بعدا هم متوجه شود، که نمی شود، این امر اصلا به شما ارتباطی نداشته است و به زندگی شخصی شما مربوط نخواهد بود، چرا که یک مسئله شخصی خانوادگی بوده است.
اما در مورد بیان مسئله به مادرتان عرض کنم، به نظر می رسد شیطان ملعون وسوسه تان کرده است و قصد دارد با دست خودت زندگی، و خانواده ات را از دست تان بگیرد. در واقع نوعی خود زنی کنید. خواهر گرامی بیان این مسئله به مادرتان فایده ای ندارد، و درد وی را دوا نمی کند. اما ثمره اش این می شود که خدا نکرده دعواهای طولانی در خانواده رخ بدهد یا اینکه حتی والدین تان از هم جدا شوند، و شما تنها زندگی کنید. به این طریق شیطان سایه بابا و مامان را از شما کم کند. شما استدلال می کنید نمی توانید به چشمان مادرتان نگاه کنید و حس می کنید که مورد خیانت واقع شده اند در حالی که این طور نیست و این وسوسه شیطان هست چون اگر مادرتان این قضیه را بفهمد قطعا بیشتر عذاب خواهد کشید، توجه داشته باشید شیطان راههای مختلفی برای نفوذ در انسانها دارد. او همیشه افراد را تحریک به آدم کشی نمی کند بلکه بعضی اوقات از راه دینداری وارد می شود و ابن ملجمی را وادار می کند، تا با برداشت های اشتباه از دین قرآن ناطق و ولی خود را شهید کند! پس خدا نکرده از آنهایی نباشیم که به خاطر جهل خود را در دام شیطان بیاندازیم.
توصیه ما این است شتر دیدی ندیدی، و چنان این قضیه را فراموش کن که انگار نه انگار، در موردش با احدی نیاز نیست صحبت کنید، حتی با پدرتان هم لازم به صحبت نیست. فکر کنید اصلا چنین داستانی نبوده، و شما هم چیزی نشنیدید. در پایان توکل و توسل به ائمه اطهار راه گشای زندگی تان خواهد بود.

موفق باشید

پی نوشت
1- اصول کافى، جلد ۲، صفحه ۳۵۴، حدیث 4
منبع: ولایت نت

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top