حدیث

مقاله

خواهرانه ردم کرد!

من علاقه شدیدی به دختر عمویم دارم از بچگی با هم بزرگ شدیم و رابطه خوب و صمیمی با هم داریم و از نظر فکری و روحی خیلی به هم نزدیکیم که حتی در فامیل ما را بهترین گزینه برای ازداج با یکدیگر میدانند در سال گذشته این حس دوستداشتنو از طریق خواهرم به او منتقل کردم ولی او هم منکر این علاقه نشد ولی او من را مثل بردار میداند و جواب منفی داد خودم هم که باهاش صحبت کردم دوباره همینو گفت و بهمین خاطر تا بحال رسمی اقدام نکرده ام ولی من این حسو ندارم و اصلا نمیتونم از بگذرم و نه فراموشش کنم و این 1سال گذشته رو خیلی شخت گذروندم خواهشا راهنمایی کنید که چگونه این حسو از فکرش از بین ببرم.
*پاسخ*
سلام
در چنین شرایطی دو احتمال وجود داره:
1- ممکنه پای فرد سومی در میون باشه. به عبارت دیگه دختر دایی شما با اینکه از بدش نمیاد(منکر علاقه نشده) اما از فردی دیگر بیشتر از شما خوشش میاد و به اون علاقه¬منده.
2- ایشون برای خودشون در زندگی ایده¬آل¬ها و اهدافی دارند که احساس می¬کنند اگر با شما ازدواج کنند به اونها نمی¬رسند. مثلا ممکنه دوست داشته باشند که درسشون را تا تحصیلات عالیه ادامه بدهند یا دوست دارند جایی کار بگیرن و مواردی از این قبیل.
از این¬رو شما باید ابتدا ببینید که دلیل اصلی مخالفت ایشون چیه؟ حس برادریو این صحبت¬ها یه جور بهونه برای پنهان کردن دلیل اصلی برای جواب منفی است. سعی کنید دلیل اصلی را پیدا کنید و خودتون را در اون زمینه به ایشون ثابت کنید.

  • دیدگاه‌ها

0 دیدگاه‌ها

Top